۱۳۸۸ خرداد ۵, سه‌شنبه

سوالات تکنیکهای پرتونگاری کاردانی به کارشناسی


1- کدامیک از فاکتورها در بالا بردن کیفیت تصاویر رادیولوژی بطور مؤثری دخالت دارد ؟الف ) ارتباط برقرارکردن صحیح با بیمارانب) چاق بودن بیمارج ) کنترل و رعایت کردن آلودگید) لاغر بودن بیمار2- کدامیک از خطوط را خط آنتروپلوژیکال یا ABL می گویند ؟الف ) خطی که حاشیه پائینی حدقه چشم را به بالای سوراخ گوش وصل می کند .ب ) خطی که سوراخ گوش خارجی را به گوشه خارجی حدقه چشم وصل می کند .ج ) خطی که حاشیه بالایی حلقه چشم را به بالای سوراخ گوش وصل می کند .د ) خطی که سوراخ گوش خارجی را به گوشه داخلی حدقه چشم وصل می کند .3- کدامیک از دو خط زیر با یکدیگر زاویه 10 درجه ایجاد می کند ؟الف ) IOML , OMBL ب ) Auricular line , ABLج ) ABL , OMBL د ) Auricular line , OMBL4- کدامیک از اصطلاحات مسیر عبور تابش یا نقطه ورود و خروج اشعه x را در بدن تعریف می کند ؟الف ) Poeition ب ) method ج ) projection د ) view5- اگر اشعه مرکزی به موازات سطح کرونال و عمود بر سطح ساژیتال باشد کدام پروجکشن نامیده می شود ؟الف ) True PA ب ) True lat ج ) True obli د ) Tangential 6- کدام گزینه محل تمرکز اشعه در پرتونگاری روبه رو و نیمرخ انگشتان 2 تا 5 دست می باشد ؟الف ) distal interphalangealب ) metacarpophangeal joint ج ) proximal interphalangeal jointد ) head of metacarpal7- کدام گزینه محل تمرکز اشعه در پرتونگاریهای نیمرخ و ابلیک انگشتان شست دست است ؟الف ) metacarpophalangeal joint ب ) Distal phalanxج ) carpometacarpal jointد ) proximal phalanx 8- کدام ناحیه و در چه وضعیتی از انگشتان دست اختصاصاً به روش Brewerton’s ارزیابی می شود ؟الف ) سرمتاکارپها AP ب ) کارپومتاکارپها Lat ج ) سرمتاکارپها PA د ) کارپومتاکارپها obli9- از کدام وضعیت در پرتونگاری پا به منظور مطالعه اجسام خارجی استفاده می شود ؟الف ) axial ( supero_inferior ) ب ) verticalج ) axial ( inf_sup )د ) Tangential10- حفره بین کندیلی انتهای تحتانی ران در کدام روش پرتونگاری از زانو کاملاً واضح رویت می شود ؟الف ) stress view ب ) Tunnel view ج ) mortise view د ) sky line vieal11- پرتونگاری از مهره های Tnoraco_lumbar ایستاده در وضعیت روبه رو اختصاصاً به چه منظوری توصیه می شود ؟الف ) اسکویدوز ب ) دوردوز ج ) سیفوز د ) انکلیوز12- pars interaticularis در پرتونگاری ابلیک فقرات کمری ،‌نمایانگر چه ناحیه ای از اجزای بدن سگ اسکاتی است ؟الف ) چشم سگ ب ) پوزه سگ ج ) گردن سگ د ) گوش سگ13- در کدام وضعیت پرتونگاری قفسه سینه ، استخوان جناغ سینه در وضعیت روبه رو قابل ارزیابی است ؟الف ) LAD ب ) LPO ج ) RAO د ) RPO14- کدام گزینه نقطه تابش اشعه را در پرتونگاری روبه رو ( AP ) از نای را مشخص می کند ؟الف ) Supra sternal notch ب ) C7 ج ) Manubrium د ) T 215- پرتونگاری از ناحیه لارینگو فارینگوگرامی اغلب با کدام عامل کنتراست عضو را مورد مطالعه قرار می دهند ؟الف ) Air ب ) myodile ج ) Barium sulfate د ) Lipiodol 16- در کدام غاقله های ریتین مورد مطالعه رادیولوژی قرار می گیرد ؟الف ) Lawrence ب ) lordotic ج ) law beer د ) law 17- طحال در کدام وضعیت پرتونگاری شکم به خوبی دیده می شود ؟الف ) AP,LPD ب ) PA , Lateralج ) AP , RPO د ) AP , Lateral18- فستیول بین واژن و مثانه را در جریان فستیوگرافی ،‌ در کدام وضعیت شکم به خوبی مورد مطالعه قار می دهند ؟الف ) AP ب ) Oblique ج ) PA د ) Lateral19- در کدام وضعیت از کیسه صفرا در افراد چاق در آزمون OCG پرتونگاری به عمل می آید ؟الف ) LAP ب ) PA ج ) RAO د ) AP20- کدام ماده حاجب در آزمون کلانژیوگرافی پوستی ( PTC ) استفاده می شود ؟الف ) Biligrafin ب ) Lipiodol ج ) Omnipaque د ) Ethiodol21- ماکزیمم زمان تغلیظ ماده حاجب در سیستم پیلوکالیسیها در اوروگرافی ترشحی چقدر است ؟الف ) 2 تا 8 دقیقه ب ) 15 تا 20 دقیقه ج ) 3 تا 5 دقیقه د ) 1 تا 3 ساعت22- سوراخ روتاندوم در کدامیک از نماهای جمجه با وضوح کامل در حاشیه پائینی چشم دیده می شود ؟الف ) Caldwell ب ) Haas ج ) Town د ) water’s23- در کدام وضعیت پرتونگاری جمجمه ، دورسوم سلی و زایده کلینوئید خلفی در سوراخ مگنوم به وضوح قابل رویت است ؟الف ) Town ب ) water’s ج ) Caldwell د ) cahoon24- در کدام وضعیت پرتونگاری جمجمه ، ساختمان قاعده جمجمه به خوبی مورد مطالعه قرار می گیرد ؟الف ) SMV ب ) Rhese ج ) VSM د ) Haas25- در کدام روش پرتونگاری ، سینوسهای اسفنوئید و اتموئیدال خلفی به خوبی قابل رویت است ؟الف ) Caldwell ب ) Hirtz ج ) water’s د ) Town26- اطفال و بیمارانیکه به روش stenvers قادر به همکاری نیستند ، ناحیه پتروماستوئید با کدام روش مورد مطالعه قرار می گیرد ؟الف ) Arceline ب )Mayer ج ) cahoon د ) May27- در کدام روش پرتونگار سوراخهای جاگولار به وضوح قابل رویت است ؟الف ) Hirtz ب ) kemp Harper ج ) Hickey د ) Henchmen28- در کدام نما ،‌قوس زایگوما دو طرفه مورد مطالعه قرار می گیرد ؟الف ) Caldwell ب ) Pa_tangentiap ج ) water’s د ) AP_tangential29- از سینوسهای فکی در کدام روش پرتونگاری می شود ؟الف‌) Caldwell ب ) Town ج ) water’s د ) Hirtz30- در کدام روش زواید استالوئید گیجگاهی در وضعیت روبه رو یا بالای سینوسهای فکی دیده می شود ؟الف ) stenvers ب ) cahoon ج ) Arceline د ) Fuchs31- در کدام وضعیت پرتونگاری Barium meal کانال پیلور و قوس دئودنوم را با وضوح بالا می توان دید ؟الف ) LPO ،‌ خوابیده ب ) RAO ، خوابیدهج ) LP ، ایستاده د ) RAO ، ایستاده32- کدام یک از ضایعات شایع در روده های کوچک موجب کاربرد آزمون SBFT می گردد ؟الف ) Diverticuli ب ) corhn’s disease ج ) perforation د ) polyps33- مقدار محلول باریم با غلظت متوسط در آزمون SBFT در یک فرد نرمال چقدر است ؟الف ) 150-100 میلی لیتر ب ) 50 تا 70 میلی لیترج ) 450 تا 350 میلی لیتر د ) 3500 تا 4500 میلی لیتر34- در کدامیک از موارد زیر BE توصیه نمی شود ؟الف ) کولیت زخمی ب ) بیوپسی اخیر رودهج ) تومورها د ) اسهال یا یبوست

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

امواج اولتراسوند و کاربردهای پزشکی آن

امواج اولتراسوند و کاربردهای پزشکی آن
در رادیولوژی ، پرتو می تواند ساختمان های نهان بدن را آشکار سازد. در آشکارسازی ساختمانهای درونی گاهی از موادی به نام حاجب استفاده می شود. زیانهایی که درتابش پرتو رونتگن و کاربرد مواد حاجب وجود دارد ، دانشمندان را به فکر انداخت تا تابشها و روشهای دیگری برای پی بردن به آناتومی ساختمانهای نهان بکارگیرند.یکی از روشها کاربرد تشخیصی امواج فراصوت است. در کاربرد امواج الکترومغناطیسی رونتگن از نفوذپذیری آن و همچنین اختلاف جذب پرتو در برخوردش با اتمهای سر راه سود برده می شود درحالی که ویژگی بازتاب امواج مکانیکی فراصوت در برخورد با مرز مشترک بافتها به کار گرفته می شود.فراصوت یا اولتراسوند تشخیصی یکی از رشته های دانش پزشکی است که گاهی می تواند داده های بیشتری را در مقایسه با رادیولوژی فراهم سازد. از سوی دیگر برای جنین هم خطر کمتری دارد. برای پی بردن به ساز و کار یا مکانیزم کار امواج فراصوتی ،آشنایی با فیزیک آن نیاز است از این رو در این جا ویژگیهای فراصوت بررسی می شود.واژه فراصوت یا اولتراسوند به امواج مکانیکی گفته می شود که بسامد یا فرکانس آنها بالاتر از حد شنوایی انسان باشد ،گوش انسان می تواند امواج میان 20 هرتز تا 20000 هرتز را بشنود.

امواج فراصوتی
هرموج شنوایی یا فراصوتی یک آشفتگی مکانیکی در یک محیط گاز، مایع و یا جامد است که به سوی بیرون از چشمه صوتی و با سرعتی یکنواخت و معین حرکت می کند. در حرکت یا گسیل موج مکانیکی ماده منتقل نمی شود. اگر نوسانهای ذره ها درراستای عمود بر گسیل موج باشد موج عرضی است که بیشتر در جامدها رخ می دهد و اگر نوسان امواج در راستای گسیل امواج باشد موج طولی است . انتشار امواج در بافتهای بدن به گونه امواچ طولی است از این رو ما در پزشکی با این گونه امواج سروکار داریم .اگر نوسانهای پرده یک بلندگو را بررسی کنیم که با بسامد f نوسان میکند، می تواند چگونگی رفتار صوت را ارزیابی کرد. نوسان باعث ایجاد افزایش و کاهش موضعی فشار نسبت به فشار در محیط هوا می گردد. نقطه های با فشار بیشتر فشردگی و نقطه های کم فشار انبساط نامیده می شود.هنگام عبور امواج از ماده، ذره های موجود در ماده در اثر امواج در محلشان به پس و پیش و لرزه در می آیند، بگونه ای که انرژی تابیده در سوی موازی با لرزه ذره ها از ماده گذر می کند. ذره ها در درون ماده تنها حرکات پس و پیش را به پیروی از انرژی موج انجام می دهند. این ذره ها حرکت آزاد در درون ماده را پیدا نخواهد کرد. انرژی موجی که باعث حرکت ذره ها می گردد ،هنگام گذر باعث به هم خوردن نظم و تعادل در ماده می شوند.ذره مادی در اثر نیرو از حالت آرامش یا تعادل در ماده خارج می شود.
ویژگیهای امواج فراصوت

طول موج: فاصله میان دو نقطه در موج که ویژگی فیزیکی یکسانی را داشته باشند - برای نمونه دو مرکز فشردگی -را طول موج می گویند.بسامد (f): شمار تکرار کامل موج در یک ثانیه را بسامد یا فرکانس می گویند یکای بسامد مانند دیگر امواج ،هرتز است .پس یک هرتز یک نوسان در یک ثانیه است.پریود (T): پریود یا دوره تناوب طول زمانی است که موج یک زنش کامل انجام می دهد. بنابراین وابستگی میان پریود و بسامد چنین است: f= 1/T یا T= 1/fسرعت گسیل موج : فاصله ای که موج در یکای زمان می پیماید سرعت گسیل موج است. سرعت امواج فراصوتی ( همه پارامترهای فیزیکی برای صوت شنوایی و فراصوت و یا اینکه همه نوسانهای مکانیکی همانند است ) با چگالی گسیل موج و چگونگی فشردگی محیط چنین رابطه دارند:
هر چه ماده متراکم تر باشد سرعت بیشتر است یعنی هر چه مولکولها کوچکتر باشد جابجا کردن آنها ساده تر است.هر چه توانایی فشردگی ماده بیشتر باشد ،سرعت فراصوت کمتر است .در حقیقت فشردگی کسری از تغییر حجم ایجاد شده بوسیله تغییر فشار است. البته کار به سادگی گفته بالا نیست زیرا وابستگی وارونه دارند .یعنی با افزایش یکی دیگری کاهش می یابد ( سرعت ثابت ) . سرعت گسیل موج فراصوت به بسامد بستگی ندارد. دیده می شود که سرعت موج در بافتهای نرم به هم نزدیک است ولی سرعت امواج در استخوان بسیار بزرگتر است ( نزدیک چهار برابر ). فراصوتی با بسامد یک میلیون هرتز ( 1 MHZ ) در آب با سرعت 1500 m/sec دارای طول موج 0.15 cm است.
بازتابشامواج مکانیکی -که فراصوت نیز نمونه ای از آن است -دربرخورد با اجسام سر راه بازتاب می یابند. این بازتابش چند گونه دارد. در بازتابش آینه ایSPECULAR ) ( که در رویه تخت و صیقلی انجام می گیرد ،راستای تابش و بازتاب یکی است. در بازتابش نا آینه ای موج به رویه ناصاف برخورد می یابد. گونه دیگر از بازتابش، پراکندگی است که مانند بازتابش ناآینه است تنها در این بازتابش موج به ذره کوچک برخورد می کند و این ذره خود مانند چشمه فراصوت کارمی کند و در همه راستاها،موج گسیل می شود.برخورد امواج فراصوتی به مرز میان دو محیط:هنگامی که موجی با زاویه عمود به مرز مشترک دو بافت برخورد می کند، بدون هیچ انحرافی از محیط دوم و در راستای تابش گذر می کند .البته بخشی در همان راستا بازتاب می شود. اگر تابش امواج به گونه مایل به مرز مشترک بافتها انجام گیرد و سرعت صوت c در دو محیط یکسان نباشد موج در محیط دوم شکسته می شود .
قانونهای اسنلهنگامی که موج فراصوتی به مرز مشترک دو محیط برای نمونه هوا – بافت برخورد نماید ،بخشی از آن بازتاب پیدا کرده و بخشی به درون آن راه می یابد. برابر قانون های اسنل:(a موج تابشی و بازتابشی و گذری در یک صفحه اند.(b زاویه تابش با زاویه بازتابش برابر است.اگر تابش به اندازه ای برسد که زاویه شکست 90 درجه شود، یعنی مماس بر مرز مشترک دو محیط، زاویه تابش در این حالت زاویه بحرانی نامیده می شود.در این حالت موج وارد محیط دوم نخواهد شد و بازتاب کلی داریم.نمونه سرعت فراصوات در بافت نرم 1540 m/s است .اگراین سرعت در استخوان 4080 m/s باشد و زاویه بحرانی نزدیک به 22 درجه باشد ،هیچ گونه انرژی فراصوت وارد استخوان نخواهد شد.
ضریب بازتابش و گذر:امواج هنگامی که به مرز مشترک دو محیط مادی می رسند می توانند از آن گذر کنند. از دید فیزیکی چنین حالتی هنگامی رخ می دهد که دو محیط در تماس کامل باشند. اگر امپدانس صوتی دو محیط برابر باشد امواج بدون اینکه تحت تاثیر دو محیط باشند از آن محیط می گذرند ( البته شکست می تواند صورت بگیرد ) ولی زمانی که امپدانس های صوتی دو محیط با هم برابر نباشند موج تابنده به پیروی از شرایط فیزیکی دو محیط - سرعت و فشار ذرات - در مرز مشترک به دو بخش بازتابشی و گذری تقسیم می شود.
هنگامی که امواج صوتی به دیواره سخت برخورد می کنند ( برخورد امواج صوتی به کوه ) بازتاب می یابند. در این جا بازتاب یا اکو یا پژواک هنگامی بوجود می آید که اندازه های دیواره سخت ( رویه بازتاب کننده ) نسبت به طول موج امواج تابشی بسیار بزرگتر باشد . هر اندازه که دانسیته یا چگالی محیط دوم ( رویه بازتاب کننده ) بیشتر باشد دامنه بازتابش بلندتر و امواج شنیدنی آشکارتر خواهد بود.( برخورد فریاد با سنگهای کوه ) . از سوی دیگر هر چه طول موج تابنده کوچکتر باشد بازتاب اکو بهتر انجام می شود ( مانند این است که رویه بازتاب دهنده بزرگتر است ). از گفته های بالا پیداست که پدیده بازتابش درباره امواج فراصوت که طول موج کوتاهتری دارند ،بهتر انجام خواهد گرفت. برای نمونه اگر غده یا توموری به اندازه های 4 x 4 x4 سانتی متر در بافت کبد وجود داشته باشد ،به علت اختلاف امپدانس صوتی میان بافت سالم کبد و بافت توموری و همچنین اختلاف بزرگ میان طول موج فراصوت ( نزدیک به 1 میلیمتر ) و اندازه های تومور ( نسبت 1/40 ) امکان بازتاب در مرز مشترک غده و بافت سالم وجود خواهد داشت و بازتابش در این مرز مشترک به بهترین صورت نمایان می شود.
جذب و کاهش شدت امواج فراصوتی
جذبهنگام گذر موج فراصوتی در محیط انرژی آن جذب محیط می شود. دراین پدیده انرژی گرفته شده از موج تابشی آغازین ،پس از زمان ویژه ای به نام زمان دیرکرد به موج تابشی نخستین می پیوندد. جذب شدید انرژی موج فراصوتی تابشی ،هنگامی انجام می گیرد که در پدیده رهایی از فشار، موجی که به موج تابشی آغازین می پیوندد در برابر آن باشد ( اختلاف فاز ) در اینجا اندازه انرژی جذب شده به اندازه انرژی تابشی آغازین که تغییر شکل داده بستگی خواهد داشت.در بسامدهای پایین فراصوتی ،زمان دیرکرد که انرژی تغییر شکل یافته به موج تابشی آغازین می پیوندد کوچک و نادیده گرفتنی است ،پس جذب شدید نیست ولی اندازه جذب با افزایش بسامد افزایش می یابد و هنگامی به بیشترین اندازه خود میرسد که انرژی تغییر شکل یافته برای پیوستن به موج تابشی آغازین درست در برابر آن جا گیرد ( اختلاف فاز کامل ). اگر بسامد از این اندازه بالاتر رود زمان برای تغییر شکل انرژی کوچک شده و در اینجا اندازه جذب ،باز کاهش می یابد.
تضعیف تضعیف جمع انرژی هایی است که بعلت جذب و پراکندگی از موج تابشی برداشته می شود. این کاهش با جنس ماده ( ویسکوزیته ) و بسامد تابش بستگی دارد.اگر شدت و دامنه موج تابشی آغازین پیش از برخورد به بافت Io و Ao ( در فاصله x=o ) و در ژرفای x سانتی متر I و A باشد میان دو شدت و دو دامنه بستگی زیر وجود دارد.I = Io e-μx وA = AO e-μx ضریب تضعیف موج فراصوتی در یک ماده یا بافت است. در گذر انرژی فراصوتی از یک محیط- برای نمونه یک بافت- اگر dB را بر سانتیمتر بخش کنیم پایای بگونه dB/cm بدست می آید . این پایا به امپدانس صوتی، ویسکوزیته محیط و بسامد بستگی دارد بنابراین می توان آنرا dB/cm/MHZ هم نشان داد. نام دیگر این یکا Neper/cm است . دیده می شود که هرچه محیط فشرده تر باشد کاهش بیشتر است. برای نمونه این ضریب برای ماهیچه بیشتر از خون است و این در سونوگرافی با ارزش است. برای نمونه اگر نگاره سونوگرافی را بررسی کنیم نقطه های روشن نشان دهنده بافتهای نرم است،زیرا در اینجا کاهش کوچکتری نسبت به نقطه های تاریک انجام گرفته است و موج فراصوتی با انرژی بیشتری همراه است ( یک کیست هیداتیک ) در جایگاههای نقطه های تیره بافتهای سخت تر وجود دارد و در این نقطه ها کاهش بیشتری داریم ( مانند یک تومور ). تغییرهای شدت موج فراصوتی بگونه ای نمائی (اکسپوتانسیل) انجام می شود .نگاره های صوتی یا سونوگرام بر پایه بازتابش و کاهش انرژی بدست می آیند. برای نمونه اگر 90% شدت فراصوت در گذر از یک سانتی متر بافت کاهش یابد ،پس از پیمایش یک سانتیمتر تنها 10% از شدت آن باقی می ماند و پس از پیمایش 2 cm این اندازه به 1% و پس از 3 cm به 0.01% و ... می رسد. این کار را با بکارگیری دسی بل می توان نشان داد. پس از یک سانتیمتر:dB = 10 log10 I2/I1 (-1) = -10 => dB = -10 * dB= 10 log10 10/100 = 10نشانه منفی ، نمایشگر این است که با گذر موج از ماده از شدت آن کاسته می شود . با همین روش میتوان دسی بل را پس از 2 سانتیمتر به ترتیب -2 dB و -3 dB به دست آورد. برای به دست آوردن اندازه کاهش انرژی فراصوت در گذر از یک فاصله در یک محیط ضریب تضعیف محیط را در فاصله گذر آن ضرب می کنند.کاهش انرژی در یک بافت در حالتهای مختلف متفاوت است ولی در کاربرد آن را یکسان می گیرند.
اثر داپلر هنگامی که امواج صوتی یا فراصوتی به یک دیواره سخت برخورد نمایند بازتاب می کنند. در این بازتاب چنانچه چشمه تابش صوت و گیرنده ثابت باشند بسامد امواج تابنده و بازگشتی با هم برابرند .اگر گیرنده به سوی چشمه موج حرکت کند و یا چشمه موج به سوی گیرنده حرکت نماید - چشمه موج و گیرنده به هم نزدیک شوند -طول موج بازتاب یافته فشرده شده و بسامد آن افزایش می یابد. بر عکس اگر گیرنده یا چشمه موج حرکت کرده و فاصله آنها زیاد شود بسامد موج بازتاب کاهش می یابد. با توجه به این که سرعت گسیل فراصوت ثابت است ،تغییر در طول موج به گونه ای مستفیم بر بروی بسامد اثر خواهد گذاشت. این اثر داپلر خوانده می شود. هنگامی که قطاری با سروصدای زیاد به شما نزدیک و سپس دور می شودتغییر بسامد بوق قطار که بگونه پیوسته نواخته می شود،بعلت اثر داپلر به آسانی تشخیص دادنی است.

پدیده داپلر در تشخیص پزشکی با به کارگیری فراصوت ارزش فراوانی دارد که پس از این درباره آن گفتگو خواهد شد.
تولید و آشکار سازی امواج فراصوتی:خفاشها نوسانهای مکانیکی فراصوت تولید و در فضا پخش می کنند و با در یافت پژواکهای ( بازتابها ) این امواج - پس از برخورد با دیواره که ممکن است شکار باشد -کار ره یابی را انجام می دهند.در جنگ جهانی دوم دانشمندان دریافتند که اندیشه تولید امواج فراصوت را می توان درره یابی کشتیها بکار گرفت و پس از جنگ ،مهندسان دستگاههایی را برای کاربردهای تشخیصی و درمانی فراصوت ساختند.فراصوت به روشهای گوناگونی تولید می شود که از آنها می توان دو روش پیزوالکتریسیته و مگنتواستریکسیون را نام برد.
الف- اثر پیزوالکتریسیته
بر هم کنش فشار مکانیکی و نیروی الکتریکی را در یک محیط اثر پیزو الکتریسیته می گویند. فشردن برخی از بلورها در راستای ویژه ای از بلور نیروی الکتریکی ایجاد می کند و بر عکس ایجاد اختلاف پتانسیل در دو سوی همین بلور و در همان راستا باعث فشردگی و انبساط آن می گردد یا به زبان دیگر تغییر بعد در آن به وجود می آورد . می توان گفت که تغییر پلاریزاسیون الکتریکی در یک بلور باعث تغییر حالت کشسانی بلور می شود و تغییر حالت کشسانی بلور باعث دپلاریزاسیون آن می گردد. اثر پیزوالکتریسیته تنها در بلورهایی که دارای تقارن مرکزی نیستند وجود دارد . راستایی که در آن کشش یا فشار پلاریزاسیونی به موازات نیروی وارده پدید می آورد ،محور پیزوالکتریک یا محور الکتریکی بلور نامیده می شود و مواد دارای این ویژگی را مواد پیزوالکتریک می گویند.بلور کوارتز از این دسته مواد است و از نخستین اجسامی است که این ویژگی در آن کشف گردید و هم اکنون هم برای تولید امواج فراصوت بکار برده می شود . موادی مانند بلور کوارتز، واسطه ای برای واگردانی انرژی الکتریکی به انرژی مکانیکی و بالعکس می باشند و مبدل یا ترانسدیوسر نام دارند . بلوری از کوارتز به بزرگی یک سانتیمتر اگر زیر فشار یک اتمسفر باشد ،اختلاف پتانسیل الکتریکی یک ولت را بوجود می آورد( از این رو می توان این پدیده را در سنجش فشار بکار برد.)اگر چه مواد بلوری طبیعی که دارای اثر پیزوالکتریسیته باشند ،فراوان هستند ولی در بکارگیری فراصوت در تشخیص پزشکی ،کریستالهایی بکار گرفته می شود که سرامیکی بوده و به گونه مصنوعی تهیه می شوند. نمونه این کریستالها ،آمیخته ای از زیرکونیت سرب و تیتانیت سرب است که در هنگام ساخته شدن می توانند پلاریزه شده و به شدت دارای ویژگی پیزو الکتریسیته گردند . همه این فراورده ها وابسته به گروهی از مواد که فروالکتریک نامیده می شوند هستند.
ب- اثر مگنتواستریکسیوناین ویژگی در اجسام فرومنیتیک تحت تاثیر میدان مغناطیسی به وجود می آید . اجسام یاد شده در این میدانها تغییر طول می دهند و بسته به بسامد جریان متناوب به نوسان در می آیند و می توانند امواج فراصوتی تولید کنند.

ساختمان ترانسدیوسر ( یا مبدل )

در کارهای تشخیصی همیشه پرتوهای باریکی از امواج فراصوتی نیاز می باشند. چنین پرتوهایی به وسیله یک صفحه پیزوالکتریک ،که با دو الکترود صفحه ای موازی برانگیخته می شوند ،تولیدمی گردند. یک بلور را می توان با به کارگیری یک ولتاژ با بسامد بسیار بالا انگیخته نموده و مجبور به نوسان کرد . در بلور، بسامدی که بیشترین شدت را تولید می کند بسامد تشدید گفته می شود. تشدید یک ویژگی موج است که در آن شدت موج در حقیقت به علت هم آمیزی موجهای همانند افزایش می یابد. می توان ثابت کرد که تشدید هنگامی رخ میدهد که ضخامت بلور برابر نیمی از طول موج و یا مضرب فردی از طول باشد.اگر دو رویه بلور ترانسدیوسر را بگونه دو رویه نوسان کننده در نظر بگیریم ،چنانچه فاصله این دو رویه باندازه موج ایجاد شده باشد، موج ایجاد شده به وسیله رویه پشتی، موج ایجاد شده بوسیله رویه جلوئی را تقویت می کند . این تقویت که بیشترین شدت موج را در بلور بوجود می آورد همان رزونانس طبیعی یا تشدید است. بلور در ترانسدیوسرها می تواند هم به گونه فرستنده امواج فراصوت و هم گیرنده اموا ج کار کند. در حالت گیرنده تپ های ایجاد شده بوسیله بازتابش را دریافت می نماید. این بازتابش است که در ساختن نگاره سونوگرافی بکار می رود. حالت دلخواه هنگامی است که وقتی یک تپ کوتاه مدت موج فراصوت از بلور گسیل شد، بلور در زمانی بسیار بزرگتر پس از آن اماده دریافت بازتابش باشد، در اینجاست که بهترین نگاره برای کارهای بالینی ساخته می شود . اگر بخواهیم الکتریسیته را به بلور وارد کنیم و یا الکتریسیته تولید شده را از آن بیرون ببریم ، باید بوسیله یک رسانا این کار انجام شود. دو طرف بلور دارای پوشش فلزی است که بسیار نازک بوده و برای بردن ولتاژ از آن انجام می شود .
الکترودها بوسیله یک پیوند دهنده کابلی به ترانسدیوسر وصل است.بخش نوسانی ترانسدیوسر بلور است . بلور انرژی فراصوتی را برای انتقال به محیط تولید می کند. بزرگی این بلورها می تواند به رویه دلخواه به هر اندازه ای اختیار شود، ولی هر چه نازکتر باشد با بسامد بیشتری نوسان می کند.بخش پشتی بلور با یک ماده میراکننده یا خفه کننده و برای جلوگیری از تابش انرژی بلور در رویه پشتی پر شده است . مواد میراکننده باعث بهتر شدن نگاره فراصوتی می شوند . این مواد دارای امپدانس اکوستیک بسیار زیادی هستند . ترانسدیوسرها دارای یک بخش جلویی یا رویه جلویی هستند که با پوست بیمار تماس می یابد.این رویه لایه جفت کننده یک چهارم موج نام دارد. امپدانس ویژه این لایه میان امپدانس کریستال و امپدانس بافت نرم جا دارد تا انرژی موج به آسانی به بدن بیمارگذر کند و بازتاب اندکی داشته باشد.همانطور که گفته شد بسامد ترانسدیوسر به ویژگی های مکانیکی بلور وابسته است. بلوری که به وسیله پالس الکتریکی انگیخته می شود تغییر بعد داده و امواج فراصوتی را تولید می کند.بهترین عامل تعیین کننده بسامد ترانسدیوسر ، ضخامت بلور می باشد . بگونه ای تئوریک هماهنگی که یک بلور به وسیله یک تپ الکتریکی انگیخته می شود ،تنها با یک بسامد آغاز به نوسان می کند ولی کامل نبودن بلور تاثیر مواد میراکننده و ... باعث می شوند که بلور بیش از یک بسامد تابش کند. برای نمونه هنگامی که بلور دارای بسامد مگا هرتز است در حقیقت بسامدهای کمتر و بیشتر از مگاهرتزرا ( که بسامد اصلی یا طبیعی آن است ) نیز تولید می کند.به گستره بسامدهای تولید شده از ترانسدیوسر پهنای باند گفته می شود. ترانسدیوسری که بسامدهای گوناگون در دو طرف بسامد اصلی تولید می کند دارای پهنای باند بزرگی است . پهنای باند بسامدهای ترانسدیوسر در کیفیت نگاره ای که به وجود می آورد اثر دارد. هر چه این پهنای باند کوچکتر باشد کیفیت نگاره بهتر است ولی ترانسدیوسرها بهر حال دارای پهنای باند چشمگیری هستند.
میدان فراصوتی و گونه های ترانسدیوسر ترانسدیوسر فراصوتی، بگونه یک چشمه فراصوت کارکرده و امواج فراصوتی را گسیل می کند .این امواج در آغاز بگونه ای موازی راهی را می پیماید و سپس واگرا شده و از یکدیگر دور میشوند. بنابراین دو ناحیه بوجود می آید: یکی میدان نزدیک و دیگری میدان دور . در میدان نزدیک امواج فراصوتی پرتوهایی یکنواخت و موازی هستند و پهنه برش پرتو یا نیم رخ بانداره رویه ترانسدیوسر است .ناحیه گذری مرز میان میدان نزدیک و میدان دور است. باید گوشزد کرد که در میدان نزدیک بیشترین تعداد انترفرانس - بنابراین نا یکنواختی شدت فراصوت - دیده می شود در حالیکه در ناحیه میدان دور سطوح جبهه های موج موازی هستند . در این ناحیه انترفرانس کمتر و یکنواختی شدت انرژی فراصوتی بیشتر است .بعلت اینکه میدان نزدیک باریکترین مرزهای موازی را برای پرتو فراصوتی دارد در این ناحیه بهترین جداسازی کناری یا عمود بر محور بدست می آید. پس قطر پرتوها روی جداسازی(رزولوشن) کناری اثر می گذارد: یعنی هر چه قطر ترانسدیوسر کوچکتر باشد توان جداسازی کناری بیشتر است، در ضمن ژرفایی که از آن نگاره می گیریم کوچکتر می شود. این برابری اگر کاهش یابد بسامد افزایش یافته و شدت پرتوی که باید به یک ژرفای خاصی برسد کاهش می یابد. برای رسیدن به هدف افزایش ،می توانیم بدون تغییر بسامد و یا قطر ترانسدیوسر قطر پرتوها را کاهش دهیم.در این کار از کانونی کردن کمک گرفته می شود.
ترانسدیوسرهای کانونی نه تنها کاهش اندازه بلور در یک بسامد معین باعث ایجاد جبهه های موج تخت در دامنه گسترده ای از ژرفای ماده نمی شود بلکه برعکس هر چه رویه بلور کوچکتر باشد واگرایی پرتوها بیشتر می شود.از سوی دیگر بسامد ترانسدیوسر روی واگرایی پرتوها اثر می گذارد. هر چه بسامد افزایش یابد واگرایی پرتو فراصوتی کمتر می شود و با این افزایش بسامد ،ژرفای نفوذ پرتوهای فراصوتی نیز کوچکتر می شود. از این رو ترانسدیوسرهایی را که با توان جداکنندگی بزرگ و سطح بلور کوچک و بسامد بالا برای معاینه ساختمانهای سطحی بدن ساخته اند نمی توان برای ساختمانهای عمقی به کار برد.برای معاینه ساختمانهای عمقی بدن همگرا کردن پرتوهای فراصوت بکار گرفته می شود. کار همگرا کردن پرتوهای فراصوتی در ژرفای بدن با بکارگیری ترانسدیوسرهای کانونی انجام می گردد. ترانسدیوسرهای کانونی با به کارگیری عدسیهای صوتی یا به وسیله شکل دادن بلور ساخته می شوند. اثر کانونی کردن پرتوهای فراصوتی ( چه به صورت تراش بلور یا به کار بردن عدسیهای صوتی ) جابه جا کردن ناحیه گذری میدان دور و میدان نزدیک و به سوی رویه بلور است. این کار باعث باریک شدن پهنای دسته پرتو می گردد. نقطه کانونی را در این ترانسدیوسرها می توان با شعاع انحنا ء عدسی مشخص کرد. نقطه کانونی در باریکترین بخش دسته پرتو جا دارد و به فاصله آن تا سطح کریستال فاصله کانونی گفته می شود. همچنین باریکترین ناحیه دو طرف نقطه کانونی را ناحیه کانونی(focal zone)می گویند.چون بافتهای گوناگون بدن آدمی در ژرفای گوناگونی از پوست جا گرفته اند،برای کاربردهای تشخیص پزشکی و همچنین برای رساندن انرژی دلخواه به ژرفای دلخواه ،بهتر است عدسیهای کانونی مختلف را که دسته پرتو فراصوت را اندک اندک باریک می کنند بکار گرفت.سازندگان این دستگاه بیشتر شماره هایی مانند ( 8 – 4 ) ویا ( 11 – 7 ) را برای نمایش بزرگی ناحیه کانونی بکار می برند که کوچکترین شماره ،فاصله آغاز کانونی شدن است. روشن است که با تغییر قطر دسته پرتو با وسایل مکانیکی ( عدسی ) یا الکتریکی شدت فراصوت درسطح های گوناگون برش دسته پرتو تغییر می کند. این تغییر باعث ایجاد بیشترین شدت در ناحیه کانونی شده و خود این کار باعث می شود که بازتابهای بدست آمده از برخورد ناحیه کانونی به مرز مشترک بافتها، بزرگترین دامنه را نسبت به بازتابهای دیگر داشته باشد.کانونی کردن الکترونیکیدر این روش با بکارگیری زمان تاخیر، می توان امواج را بگونه ای همزمان از شماری از کریستالها گسیل داشت. در این کار، امواج گرد هم آمده، سپس بازتابهای دریافتی بوسیله دستگاهی بنام تقویت کننده با هم یکی شده و بازتابهای دریافتی را بوجود می‌ آورند. برتری این دستگاه این است که می توان جایگاه نقطه ای که امواج روی آن کانونی می شود را تغییر داد و امواج را روی نقطه ای دیگر کانونی کرد.
چگونگی ساخت نگاره فراصوتی امواج فراصوتی با گذاشتن ترانسدیوسر در تماس با بدن و با به کارگیری موادی که هوا را میان ترانسدیوسر و بدن از میان بر می دارد ( مانند آب ،روغن و یا ژل ) به بدن فرستاده می شوند. همین تراسدیوسر که تپ را تولید میکند ( فرستنده ) بگونه گیرنده یا آشکارساز نیز کار می کند. در اثر برخورد بازتابها به ترانسدیوسر و به علت نوسان آن ولتاژی تولید می شود که پس از تقویت این ولتاژ برای ساخت نگاره بکار می رود. تشخیص با فراصوت بر پایه بازتابی که امواج در بدن و بر روی مرز میان دو بافت متفاوت پیدا می کنند استوار است. این بازتاب هنگامی بوجود می آید که اختلاف در امپدانس صوتی دو محیط وجود داشته باشد. اگر چه امواج پژواک با دامنه بسیار کوچک ( نزدیک به 6/0 درصد انرژی تابیده به مرز میان کلیه و چربی بازتاب می یابد ) می توانند بوسیله گیرنده های حساس نمایان شوند ولی، هنگامیکه موجی نتواند بازتاب پیدا کنداز مرزهای سر راه گذر نموده و ممکن است در بخشهای ژرفتر به وسیله مرز میانی دیگری که تفاوت امپدانس را دارا باشد بازتاب یابد. گذر و نفوذ امواج فراصوت به علت کاهش بافتی، در بافتهای نرم محدود می شود. همه انرژی امواج فراصوت در برخورد با مرز میان گاز یا هوا بکلی بازتاب می یابد و این خود سد بزرگی برای گذراندن فراصوت از راه گاز یا هر عضوی است که دارای گاز باشد.وجود لایه هوا میان ترانسدیوسر و سطح پوست را که می تواند سد بزرگی برای گذر انرژی انرژی فراصوت باشد با واسطه هایی مانند روغن زیتون ، پارافین ، آب ویا گلیسیرین از میان می برند. از سوی دیگر اندازه جذب و سرعت فراصوت در استخوان بسیار بیشتر ازبافت نرم است. در نتیجه سونوگرافی از راه استخوان با مشکل روبروست و نتایج رضایت بخش به دست نمی آید. روش به کارگیری بازتابهای بدست آمده از تابش پرتوهای فراصوت متفاوت است. در اینجا برخی از آنها را بررسی می کنیم.
الف ) روشهای یک موج یا روش بازتاب تپتک موجی که از ترانسدیوسر گسیل میشود پس از برخورد به مرز میان دو محیط I و II که دارای اختلاف امپدانس صوتی هستند، بازتاب می یابد. زمانی که موج از ترانسدیوسر گسیل شده و پس از بازتاب به ترانسدیوسر می رسد یا به زبان دیگر ترانسدیوسر بازتاب را دریافت می کند زمان دیرکرد نام دارد.اندازه چنین زمانی بستگی به سرعت صوت در محیط و طول راه پیموده شده به وسیله موج دارد. بر پایه این همبستگی که میان زمان و فاصله وجود دارد، روشی برای اندازه گیری به نام دستگاه اندازه گیری برد، وجود دارد که به صورت گسترده ای در تشخیص پزشکی امواج فراصوتی بکار می رود.
اسکن دامنه A-Scan از واژه Amplitude scan گرفته شده است که ساده ترین گونه نمایش فراصوت می باشد و با دامنه امواج بازگشتی سروکار دارد.می توان از یک موج فراصوت برای اندازه گیری ژرفای مرز مشترکی که بتواند بازتاب ایجاد کند سود برد. اگر فرایندی که گفته شد با سرعت کافی و بیش از بیست بار در ثانیه تکرار شوند، برای بیننده احساس بینایی یکنواخت ایجاد می گردد. این روش را میتوان برای بررسی بسیاری از مرز مشترکهایی که سرراه امواج فراصوت هستند بکار گرفت. اسکن دامنه تنها فاصله دو مرز بازتابنده و اندازه بازتابش را به ما نشان میدهد.بخشهای پایه ای یک دستگاه فراصوتی بازتاب تپ در کارهای تشخیصی که تپ های فراصوتی را گسیل کرده و سپس آنها را دریافت می کند از این قرارند:1- تپ ساز تپ ساز، تپ های مورد نیاز را تولید می کند. در این بخش بسامد تکرار تپ تولید می شود. PRF باعث ایجاد منظم و پی درپی تپ ها می گردد، سپس تپ های مورد نیاز از دید کوتاهی زمان و همچنین دامنه بوجود می آیند. ولتاژی که این دستگاه برای برانگیختن بلور ترانسدیوسر - بصورت تپ - ایجاد می کند میان 200 تا 600 ولت و با آهنگ PRF فرستاده می شود. سیگنالهای یاد شده پس از رسیدن به بلور ترانسدیوسر آن را انگیخته کرده و امواج فراصوتی تابش می شوند.
2- گیرنده گیرنده دستگاه ،همان بلور فرستنده است؛ یعنی بلور هم به صورت فرستنده و هم به صورت گیرنده کار می کند. در فاصله زمانی فرستادن یک تپ تا فرستادن تپ بعدی، که زمانی طولانی است 30msec) (15- موج بازتابشی به کریستال یا گیرنده می رسد. این تپ مکانیکی بااثر پیزوالکتریک به یک تپ الکتریکی تبدیل می شود. تپ های الکتریکی گسیلی دامنه بسیار بزرگی دارند و به بخش دیگری که محدود کننده دامنه می باشد فرستاده می شوند. زیرا تپ های شدید می توانند باعث از میان رفتن بخشهای الکتریکی دستگاه شود. تپهای بازتابشی گستره دامنه ای از 1mv تا یک ولت دارند. پس دستگاه دارای یک گستره دینامیکی است. گستره دینامیکی در هر دستگاه نسبت کوچکترین تپ قابل آشکارسازی دریافتی به بزرگترین تپ دریافتی است که در هم ریختن تپ ها یا سیگنالها را به همراه ندارد و با dBاندازه گرفته می شود. DR = 120 db یعنی گستره ای دینامیکی است که تغییر دامنه یک تا یک میلیون وجود دارد و دستگاه می تواند دریافت کند بدون اینکه در هم ریختگی بوجود آید. پس حساسیت بسیار بزرگی برای تپ های بسیار کوچک دارد.3- تقویتبازتابش هایی که از مرزهای مشترک دور می آیند کوچکتر از آنهایی هستند که از فاصله های نزدیک بازتاب می شوند. بهترین حالت این است که تپ الکتریکی بدست آمده از این بازتابش های بسیار کوچک به گونه ای نابرابر تقویت گردند که تپ های دور بیشتر و تپ های نزدیک کمتر تقویت شوند.تپ های بازتابشی فراصوتی ازدید شدت بسیار متفاوت هستند .برای نمونه شدت های بازتاب از صفر تا 90db تغییر می کند .این اختلاف دسی بل برابر اختلاف در شدتی نزدیک به یک میلیاردم (DR=1/1) است. برای این کار تقویت کننده های لگاریتمی بکار گرفته می شوند . دستگاه تقویت کننده تفاوت تپ های الکتریکی بسیار کوچک و بسیار بزرگ را بسیار کم می کند. دستگاه الکترونیکی که این کار را انجام می دهد جبران زمانی یا .T.G.C است. ضریب بهره در اینجا ضریب جبران بهره زمانی است. این T.G.C. دارای منحنی ویژه ای است. کنترل .T.G.C در اختیار کاربر دستگاه سونوگرافی است. این منحنی دارای بخشهای زیر است.1- تقویت یا بهره نزدیک : که نشان دهنده اندازه بهره برای نزدیکترین بازتابش ها است.2- تاخیر : زمان یا ژرفایی را تنظیم می کند که در آن TGC آغاز به کار می کند؛ یعنی برای نمونه در چه ژرفایی بهره انجام می شود. 3- شیب T.G.C : شیب T.G.C درجه بهره تپ های بدست آمده از بازتابش را که از ژرفاهای بیشتر می آید تنظیم می کند. این دگمه در دست کاربر است و کاربر می تواند تنظیم درجه بهره را برای کاهش های بافتی انجام دهد.4- بهره دور: بهره ای است که تنها برای تپ هایی که از ژرفای زیاد می آیند بکار می رود.5- افزایش : افزایش تپ ها را از یک بخش از منحنی T.G.C تقویت می کند ( برای نمونه تقویت از ناحیه دریچه میترال در بررسی کار قلب بوسیله سونوگرافی ). باید یادآور شد که هر کدام از بخشهای یاد شده دارای دگمه کنترل ویژه خود هستند تا با تغییر آنها سونوگرام دلخواه بدست آید.پردازش سیگنالها 1- آشکارسازی : سیگنالهای بدست آمده از بازتابش در آغاز تقویت شده و سپس آشکار می شوند. کار آشکارسازی، یکسو سازی موج ولتاژ متناوب به یک موج یکسو است. این کار یا با برگرداندن بخش منفی موج به جهت مثبت و یا از میان بردن آن انجام می شود. 2- تبدیل اسکن: تبدیل کننده اسکن ،برون ده سیگنالهای آشکارساز را گرفته و ذخیره می کند. این سیگنالها داده های نگاره ای هستند و ذخیره سازی آنها پیش از فرستاده شدن برای نمایش اسیلوسکوپی انجام می شود. بنابراین تبدیل کننده اسکن مانند یک حافظه در یک دستگاه کار می کند و سیگنالها را به درجه های خاکستری اختصاص می دهد. به ذخیره این داده ها نیاز داریم زیرا داده های بدست آمده سرعت بیشتری از داده های مورد نیاز برای ساخت نگاره دارند.3- پیش پردازش و پس پردازش : کار پیش پردازش پیش از ذخیره دامنه بازتابها در تبدیل کننده اسکن رخ می دهد. در بیشتر دستگاههای سونوگرافی کنترل پیش پردازش در اختیار کاربر نیست و این فرایند تغییرهای دلخواه داده ها را بیش از نمایش انجام می دهد.پس پردازش کار اختصاص درجه های خاکستری برای شماره های ذخیره شده در حافظه تبدیل کننده اسکن است. شمار درجه های خاکستری بستگی به ویژگی های حافظه دارد. پس پردازش ارزشهای عددی را تغییر نمی دهد. اختصاص ارزشهای عددی، درجه های خاکستری برای ترازهای روشناییهای گوناگون در روی صفحه اسیلوسکوپ برای بهینه سازی نمایش داده ها است و این کار ارزش پس پردازش را نشان می دهد. چشم انسان می تواند تنها 16 درجه خاکستری را تشخیص دهد.
اسکن روشنایی
B.Scan از واژه Brightness scan به معنی اسکن روشنایی گرفته شده است و در این روش به جای این که دامنه امواج نشان دهنده بازتابهای برگشتی باشد، می توان یک سری نقطه در راستای محور دید به وجود آورد که هر نقطه، روشنایی متناسب با دامنه امواج بازتابشی داشته باشد.مانند اسکن دامنه در این حالت نیز تنها یک راستای بخصوصی دیده می شود.داده هایی که با دستگاه بازتابشی تک موجی گردآوری می شود ؛یکی داده هایی درباره فاصله و دیگری درباره دامنه بازتاب است. از آمیختن این داده ها نگاره ای روی سطح اسیلوسکوپ به گونه اسکن دامنه به دست می آید. در اسکن دامنه و اسکن روشنایی، داده های به دست آمده تنها در راستای یک خط هستند. اسکن روشنایی پایه ساخت اسکن روشنایی دو بعدی و روشهای نگاره برداری دیگر است. می توان ترانسدیوسر فراصوتی را روی یک جاروبگر یا اسکنر مکانیکی که دارای حرکت دو بعدی است جا داد. این دستگاه میتواند راستا و جایگاه یک اسکن روشنایی را در هر وضعیتی به دست دهد.اسکن روشنایی دوبعدی نمایش بخشی از عضو یا بدن است که موازی راستای حرکت پرتوهای فراصوتی می باشد. اسکن روشنایی دوبعدی طرح اصلی نگاره برداری ازاعضای بدن به وسیله دستگاه فراصوت یا سونوگرافی است.ساده ترین راه تصویر یک نگاره دو بعدی اسکن روشنایی این است که مجموع نقطه های ایجاد شده در اسکنهای روشنایی یک بعدی را در یک صفحه دید درنظر بگیریم. برای بدست آمدن یک نگاره تیز در این روش نیاز این است که دامنه بازتابهای گوناگون فاصله سطح بازتابی از سطح ترانسدیوسر و مختصات یا جایگاه خطوط دید اسکنهای روشنایی همگی بوسیله ماشین ضبط گردند. بنابراین برای ایجاد نگاره دوبعدی ،ماشین باید راهی برای تشخیص جایگاه ترانسدیوسر روی بدن بیمار در هر زمانی که داده های مربوط به اسکنهای روشنایی ضبط می شود داشته باشد.جمع شمار بسیاری از اسکنهای روشنایی در راستاهای گوناگون نگاره اسکن روشنایی دوبعدی را به وجود می آورد که ارزش تشخیصی فراوانی در پزشکی دارد.در دستگاه اسکن روشنایی مدارهایی که سیگنالها در آن فرایند سازی می شوند و ترتیبهایی که برای مدوله شدن روشنایی و همچنین آشکارسازی اسکن به کار گرفته می شود ،همه تنظیم شدنی و کنترل شدنی هستند. در این روش در حقیقت یک نگاره به صورت نقشه ای از مرزهای مشترک بافتها به دست می آید. در این روش اگر تکرار تک موجها را افزایش دهیم ( تا 2500 تپ در ثانیه )یعنی زمان بیشتری را صرف اسکن کردن بیمار نماییم و همچنین اگر در هنگام گرفتن اسکن بیمار حرکتی نکند نگاره بهتری به وجود خواهد آمد.دلخواه این است که پس از تابش تپ به وسیله بلور فرستنده ،بلور زمان کافی برای دریافت بازتاب داشته باشد تا داده های به دست آمده از سطوح بازتاب تداخل نبیند. داده های بدست آمده در برگیرنده داده های مربوط به بعدهای x و y و همچنین دامنه بازتاب Z می باشند.داده های مربوط به مختصات: برای این که دستگاه فراصوت ،چشمه ایجاد بازتاب را در بدن تشخیص دهد باید مختصات و راستای ترانسدیوسر را در همه جهات بداند. داده های مربوط به مختصات از ابزارهای الکترونیکی ویژه ای که پتانسیومتر الکتریکی نامیده می شوند بدست می آید. پتانسیومترها داده های مربوط به موقعیت مانند مختصات x و y را به ما می دهد. این مختصات روی یک منحنی جا دارند. رایانه متصل به دستگاه داده هایی درباره طول زمان رفت وبرگشت موج فراصوت و همه عاملهای لازم را با سرعت بسیار اندازه گیری و سرانجام نگاره را می سازد.روشن است که برای به دست آوردن یک نگاره سونوگرافی با جداسازی خوب پتانسیومترها باید در هر زمان مختصات دقیق ترانسدیوسر را بدانند. اگر داده های مربوط به مختصات دقیق نباشد نگاره خراب خواهد شد.همانگونه که پیش از این گفته شد داده های مربوط به x و y و دامنه تپ z در بخش دیگری از ماشین به نام تبدیل کننده اسکن یا سازنده اسکن درهم آمیخته می شوند. این دستگاه دارای حافظه است و با آمیختن داده های مربوط به x و y و z فرمتی را در رایانه ایجاد می کند که می تواند به نگاره تبدیل شود و اسکنهای گوناگون ساخته شوند. لازم به یادآوری است که در دستگاه های سونوگرافی مانند هر دستگاه الکترونیکی دیگر سیگنالهای مزاحم وجود دارند که می توانند علامتهایی دروغین را بر روی نگاره اصلی ایجاد کنند. ویژگی های رایانه و دستگاه اسکن روشنایی بسیار نزدیک به دستگاه اسکن دامنه است.

اسکن حرکتیبا به کارگیری روش اسکن روشنایی میتوان نمایش حرکت و زمان را به دست آورد. در این روش تپ های بدست آمده از بازتابها که به صورت روشنایی در آمده است را همزمان در راستای عمودی حرکت می دهند .درنتیجه خطهایی بر حسب زمان به دست می آید . بازتاب از سطح های ساکن a و c خط های راستی را رسم می کند در حالی که سطوح بازتاب دهنده حرکت دار خط های مارپیچی به وجود می آورند. این گونه نمایش در اکوگرافی و در عضوهای حرکت دار به کار گرفته می شود و بر حسب این که راستای ترانسدیوسر چگونه جا گرفته باشد سطح های گوناگون عضو دارای حرکت –قلب- می تواند بررسی شود. در این روش نه تنها سطح های گوناگون عضو دارای حرکت بررسی می شود ؛بلکه اندازه گیریهای کمی نیز می تواند انجام شود. از کاربردهای این روش بررسی حرکت های دیافراگم، سطح های دیواره آئورت، رگهای بزرگ و قلب می باشد.برای ثبت خط های یاد شده در این روش یک دوربین عکاسی که فیلم در آن با سرعتی ثابت در حرکت است بکار می رودو سوی حرکت فیلم عمود بر خط زمان فراصوت می باشد.در روش دیگر اسکن روشنایی را روی صفحه اسیلوسکوپ با سرعت ثابت به حرکت در می آورند ( با پیوند یک تولید کننده ولتاژ جاروبی و پایه زمانی کم سرعت به صفحه های xx` و سیگنالهای بازتابی به yy` این کار انجام می شود). تنها مشکل این کار کوتاهی زمانی است که در آن باید عکاسی را انجام داد ولی در عوض با این روش ضبط همزمان حرکت های بافت های گوناگون امکان پذیر است.
ترانسدیوسرهای فراصوتی ویژه اکنون ترانسدیوسرهایی می سازند که اندکی از یک مداد بزرگتر است. این ترانسدیوسرها برای وارد کردن به درون رکتوم و واژن و برای بررسی اعضای مجاور ساخته شده اند. برخی از این دستگاهها تنها یک بلور دارند که بگونه ای مکانیکی چرخیده و سکتور ( یا قطاع ) 45 تا 90 درجه را اسکن می کند.
روش داپلر روش داپلر در بررسی بافتهای متحرک به گونه گسترده ای در پزشکی بالینی کاربرد دارد. با بکارگیری بسامد داپلر (f ) می توان داده هایی درباره سرعت حرکت سطح بازتاب کننده به دست آورد. این داده ها می توانند به وسیله گوش یا دستگاه بررسی شوند. مشکلاتی که کاربرد فراصوت تک موج ( مانند کاربری روغنها یا مواد واسطه مناسب و گذر فراصوت از گازها و 000) به همراه داشت در این روش هم وجود دارد.با بکارگیری اثر داپلر می توان سرعت خون رابدست آورد. در این روش ترانسدیوسر امواج با بسامد بالا 10 MHz را به درون بافت گسیل می دارد و پرتوهای بازگشتی را دریافت می کند. f در اینحالت به زاویه میان پرتو فراصوتی و راستای حرکت خون و همچنین به سرعت جریان خون بستگی دارد با توجه به برابری f=2u/c(cos)f روشن است که بیشینه f در cos = 1 یا = 0 وجود خواهد داشت. دو روش برای به دست آوردن f بکار می رود.1- موج پیوسته: در این روش موج سینوسی پیوسته را به درون بافت گسیل می کنند. این موج دربرخورد با گلبولهای قرمز خون بازتابش می کند و بازتاب بسامد دیگری نسبت به موج گسیلی خواهد داشت. در این روش فرستنده و گیرنده امواج باید از همدیگر جدا باشند و باید دو ترانسدیوسر هم پوشانی داشته باشند. در روش یاد شده تغییرهای بسامد داپلری که مربوط به دیواره های رگ و قلب باشد با فیلتر کردن آن و به کارگیری آشکارساز بسامد داپلر امکان پذیر است. موج گذر کرده از فیلتر تقویت شده و ممکن است بصورت شنوایی در آید.2- موج ناپیوسته : در موج پیوسته زمانی برای دریافت بازتاب وجود نداشت. در روش موج ناپیوسته در طول زمان میان فرستادن دو موج پشت سر هم که طولانی است تپ بازتاب دریافت می شود و f بدست می آید. در این روش سرعت را می توان برای هر ژرفایی بدست آورد. در سامانه موج پیوسته بازتابشی که بدست می آمد میانگین بسامدهای گوناگونی بود که از ناحیه هم پوشانی باز می گشت.یعنی اگر دو رگ در سر راه موج تابشی وجود داشته باشد که دارای سرعتهای خون متفاوتی باشند در سامانه موج پیوسته بسامدی که ما دریافت می کنیم ،میانگین بازتابش از دو رگ است و سرعت خون هیچ یک از رگها دقیق آشکار نمی شود. البته در بررسی های ویژه ای مانند بررسی کار قلب جنین، نیازی به دقت وجود ندارد زیرا تنها می خواهیم از کارکردن قلب جنین آگاه شویم.در سامانه تپ موجی با PRF مخصوصی فرستاده می شود. این امواج با سطح های بازتابنده گوناگونی برخورد می کنند. اگر سطحی بی حرکت باشد تغییر بسامد دیده نمی شود ولی اگر حرکت داشته باشد f را خواهیم داشت.بنابراین در هر ژرفایی بازتاب ویژه را داریم و حال اگر کاری کنیم که بگونه ای انتخابی در یک زمان تنها به یک تپ بازتابشی اجازه گذر دهیم یعنی تنها بازتابشی را از ژرفای z تقویت کرده و باقیمانده را حذف کنیم خواهیم دید که از همه بازتابشها با بسامدهای گوناگون تنها یکی برگزیده شده است وسیگنال انتخاب شده بازگشتی پشت سرهم خواهد بود که در اینجا می گویند تپ های A دریچه سازی شده اند. موج بدست آمده به علت حرکت جریان خون در یک رگ خونی به خصوص ،بسامد بازگشتی متفاوتی دارد. بنابراین f در اینحالت به دست آید. اگر بار دیگر برای سیگنال بازگشتی B کار دریچه سازی را انجام دهیم f مربوط به ژرفایی به دست می آید که سیگنالهای B از آن بازگشته اند و در ژرفای بیشتری نسبت به A جا دارد؛ زیرا B از دید زمانی پس از A دریافت گردیده است. پس از راه تغییر دریچه سازی بسامد f و در حقیقت سرعت برای ژرفاهای گوناگون به دست می آید. باید یادآور شد که بسامد به دست آمده از موجهای بازگشتی مربوط به یک نقطه هندسی نیست بلکه مربوط به یک حجم است و موج بازگشتی میانگین بسامد امواج بازگشتی از این حجم را دارد. با کوچکتر کردن دریچه می توان جسم کوچکتری را بررسی کرد این کوچک کردن حدی دارد که همان حد جداسازی محوری است.
دستگاه داپلر رنگی
در این دستگاه برای دریافت امواج بازگشتی زمان تاخیر میان دو موج گسیلی را تغییر می دهند و از این راه از ژرفاهای گوناگون نمونه برداری کرده و به بررسی آنها می پردازند. با در نظر گرفتن ژرفای مورد مطالعه زمان تاخیر مناسب را برگزیده و امواج را گسیل می کنند و با بررسی امواج بازگشتی حرکت های موجود در ژرفای برگزیده را می بینند .با این کار یعنی کوچکتر کردن دریچه، نمونه های بیشتری در یک حجم بررسی می شوند. برای نمونه می توان یک رگ را به چند بخش از دید ژرفا تقسیم کرد. و سرعتهای بخشهای مختلف آن را اندازه گرفت. حال اگر برای هر سرعتی رنگی در نظر گرفته شود سرعتهای گوناگون درون بافت ها را می توان با رنگ های گوناگون نشان داد. رنگ های بکار گرفته شده از سرخ تا آبی تغییرمی کند. برای بسامد های بیشتر ( f + f ) رنگ سرخ و بسامدهای کوچکتر ( f – f ) رنگ آبی نسبت داده می شود. روشن است که گستره رنگهای سرخ می تواند بزرگ باشد ( چند رنگ سرخ ) برای نمونه در زنش سیستولیک که بسامد افزایش می یابد رنگ قرمز و در زنش دیاستولیک که حرکت برگشتی و بسامد کوچکتر است رنگ آبی را نسبت می دهند و علت اینکه به این روش بررسی، داپلر رنگی می گویند این است که سرعت به رنگ تبدیل شده است.
دستگاه داپلکس

در این دستگاه نگاره داپلر رنگی را روی نگاره اسکن روشنایی می اندازند بنابراین ترکیبی از آناتومی و حرکات یک عضو بصورت تغییر رنگ می تواند دیده و بررسی شود. در این روش در آغاز نگاره اسکن روشنایی ساکن از عضو بررسی می شود، سپس با بکارگیری دستگاه داپلر رنگی جریانهای مایع و حرکتها را بسته به جای ترانسدیوسر تشخیص می دهند .نگاره بدست آمده برپایه تغییر دامنه امواج و تغییر بسامد امواج گسیلی می باشد که بوسیله رایانه ای روی صفحه نمایش بر روی هم جا گرفته و آمیخته می شوند.برای نمونه اگر بخواهیم رگی را بررسی کنیم درون رگ را سرخ پررنگ می بینیم و به نزدیک دیواره که می رسیم سرخی کمرنگتر می شود. با بکار بردن ترفندهای رایانه ای می توان صدا و طول موج ساختار مورد بررسی را بدست آورد. اگر در این بررسی جایگاه مکان نما، زاویه و سوی زاویه را تغییر دهیم به گونه ای که مکان نما با رگ موازی شود سرعت دقیق بدست می آید. در دستگاه داپلکس سه کار همزمان انجام می شود:1- دیدن نگاره عضو تحت بررسی2- دیدن چگونگی حرکت از راه تغییر رنگ3- بدست آوردن اندازه سرعت و دیدن شکل موجاین روش بیشتر در تشخیص بیماریهای قلبی و رگی مانند نارساییهای تلمبه قلبی و گرفتگی رگها بکار می رود. اگر گرفتگی رگی در یک رگ وجود داشته باشد می توان آنرا دید زیرا در جایی که رگ گرفته شده تنگی رگ وجود دارد بنابراین برابر قوانین برنولی ( Bernowlli ) سرعت خون در آنجا افزایش می یابد پس رنگی که در جایگاه تنگی رگ خواهیم دید از بخشهای دیگر رگ متفاوت خواهد بود.در این دستگاه شمار نگاره های که در یک ثانیه گرفته می شود به 400 نگاره در ثانیه هم می رسد یعنی بسیار بیشتر از 25 نگاره در ثانیه ( تا نگاره ها پیوسته دیده شوند ). هر چه شمار نگاره بیشتر باشد توان جداسازی نگاره بهتر می شود. می توان نگاره ها را دوباره نمایش داد و با تغییر زمان سرعت حرکت نمایش را کاهش داد. بنابراین می توان رخدادهای موجود در یک عضو را به گونه ای کامل و دقیق دید و نگاره ها را نیز تک تک دید و بررسی کرد

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

نرم افزار MRIcro

درآینده نزدیک این نرم افزار کامل توضیح داده میشود

اسکن قلب

چگونگی اسکن قلب
ساختمان و عملکرد قلب
الف- ساختمان قلب (آناتومی )
انسان می تواند در غياب بافت مغز زنده به حيات بيولوژيک خود ادامه دهد (مثلا در افراد دچار مرگ مغزی) ولی مرگ قلبی هميشه مساوی است با مرگ قطعی. پس می توان گفت قلب مهمترين عضو حياتی بدن است.
اين عضو مخروطی شکل بصورت کيسه ای عضلانی تقريبا در وسط فضای سينه( کمی متمايل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسيعی مملو از هوا يعنی ريه ها پنهان شده و سپس توسط يک قفس استخوانی بسيار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است.
ابعاد قلب در يک فرد بزرگسال حدود 6x9x12 سانتيمتر و وزن آن در آقايان حدود 300 و در خانم ها حدود 250 گرم(يعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) می باشد. قلب توسط يک ديواره عضلانی عمودی به دو نيمه راست و چپ تقسيم می شود. نيمه راست مربوط به خون سياهرگی و نيمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر يک از دو نيمه راست و چپ نيز مجددا بوسيله يک تيغه عضلانی افقی نازک تر به دو حفره فرعی تقسيم می شوند.>
حفره های بالايی که کوچکتر و نازک تر هستند بنام دهليز موسوم بوده و دريافت کننده خون می باشند. حفره های پايينی که بزرگتر و ضخيم ترند بطن های قلبی هستند و خون دريافتی را به ساير اعضاء بدن پمپ می کنند.
پس قلب متشکل از چهار حفره است : دو حفره کوچک در بالا (دهليزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پايين(بطن های راست و چپ).
ب- عملکرد قلب (فيزيولوژی)
قلب مانند تلمبه ای خون تازه (خون سرخرگی) را تا دور دست ترين نقاط بدن فرستاده و سپس خون استفاده شده(خون سياهرگی) را مجددا جهت پالايش در ريه ها و کليه ها به سوی خود باز می گرداند. هر نوبت فعاليت قلبی حدود 0.8 ثانيه طول می کشد و مرکب از دو مرحله انقباض(سيستول) به مدت 0.27 ثانيه و استراحت (دياستول) به مدت 0.54 ثانيه است. بنابر اين در حالت طبيعی در هر دوره فعاليت قلبی ، زمان بی حرکتی و استراحت قلب دو برابر زمان انقباض آن است. قوای محرکه يا تلمبه قلب در اصل در طرف چپ(بطن چپ) اين عضو قرار گرفته و بطن راست با پمپاژ ضعيف خود، تنها ارتباط قلب و ريه ها را جهت تبادل گازی برقرار می کند. لذا ضخامت جدار و قدرت انقباضی بطن چپ چند برابر بطن راست بوده و علائم بيماريهای قلبی نيز عمدتا مربوط به اختلالات موجود در بطن چپ هستند. در بسياری از آزمايشهای تشخيصی قلب و عروق، از جمله اسکن قلب مطالعه و بررسی بطن چپ ، هدف اصلی آزمايش را تشکيل می دهد. با هر ضربان قلب حدود 100 ميلی ليتر خون توسط بطن چپ به طرف اعضاء بدن رانده می شود.
حجم خون پمپ شده به اعضاء بدن در يک روز بالغ بر 000/10 ليتر و در يک عمر متوسط ، بيش از 250 ميليون ليتر می باشد!
ج- سرخرگهای کرونر قلب
خون رسانی به عضله قلب( که ميوکارد نام دارد) توسط سيستم گردش خون کرونر(اکليلی يا تاجی) تأمين می شود. اين سيستم از دو سرخرگ اصلی کرونر چپ (LMCA) و کرونر راست ( RCA ) و انشعابات آنها (LAD، LCX ، PDA ، OM ها و ...) تشکيل شده است . مقدار جريان خون سيستم سرخرگی کرونر حدود 225 ميلی ليتر در دقيقه است. البته در شرايط خاص (فعاليتها و هيجانهای روحی) همراه با بالا رفتن سرعت ضربان قلب و افزايش حجم خون خارج شده از اين عضو، جريان خون سرخرگهای کرونر نيز تا حد 6-4 برابر افزايش می يابد.
بيماری سرخرگهای کرونر قلب (CAD)
امروزه بيماری سرخرگهای کرونر قلب، شايعترين عامل مرگ و مير در جهان را تشکيل می دهد. لذا بايد کوچکترين ناراحتی قلبی را جدی گرفت و قبل از پيشرفته شدن آن ، برای تشخيص و درمان بيماری اقدام نمود. حملات قلبی در نزديک به 1.3 موارد بطور ناگهانی و برای نخستين بار، بدون وجود آگاهی قبلی شخص از بيماری زمينه ای خود اتفاق می افتند.
اگر شما مردی هستيد با سن بالاتر از 40 سال و يا يک خانم بالای 45 سال، در صورت داشتن حداقل 2 مورد از عوامل خطر(Risk Factor) نامبرده در زير، لازم است خود را از نظر بيماری سرخرگهای کرونر قلب مورد بررسی قرار دهيد:
1- سابقه خانوادگی بيماريهای قلبی (وجود بيماری قلبی در بستگان جوان تر از 55 سال)
2- سبک زندگی کم تحرک (از نظر فيزيکی)
3- ديابت قندی
4- کلسترول بالا
5- فشار خون بالا
6- مصرف دخانيات
7- بالا بودن وزن
البته بعضی عوامل ديگر نظير فشارهای روحی- عصبی نيز در بروز اين بيماريها نقش دارند. مثلا افراد بسيار پر کار ،پر مسئوليت، عجول، عصبی، کسانی که در زمانی کوتاه چندين کار را بطور يکجا و با هم انجام می دهند، افراد بسيار کمال گرا که از خود انتظاراتی به مراتب بالاتر از امکانات و توانايی های خود دارند بيشتر از سايرين در معرض خطر ابتلاء به بيماريهای قلبی قرار دارند.
آقای دکتر کنون ، استاد دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد می گويد:
( بسياری از مردم تصور می کنند که قلب دائما کار می کند ولی در حقيقت بعد از هر ضربان انقباضی، استراحت معينی برای قلب وجود دارد. وقتی که بطور متوسط در هر دقيقه 70 بار نبض می زند معنايش اين است که قلب فقط 9 ساعت از 24 ساعت را کار کرده و 15 ساعت بقيه را استراحت می کند مثل قلبتان هميشه قبل از احساس خستگی استراحت کنيد.)
علائم بالينی بيماری سرخرگهای کرونر (بيماری ايسکميک قلب)
ناگهان دچار درد قفسه سينه می شويد و موجی از ترس وجود شما را فرا می گيرد . به اندازه کافی درباره اين درد شنيده ايد تا آن را خطر ناک بدانيد.
اما قبل از آنکه دچار وحشت شويد يک مسأله را در نظر داشته باشيد : در فيلمهای تلويزيونی درد قفسه سينه هميشه نشانه حمله قلبی است اما در زندگی واقعی آنقدر هم خطرناک نيست. گرچه هميشه بايد خطرناکترين علت را برای آن در نظر داشت. امروزه بيشتر از 50 علت برای درد قفسه سينه شناخته شده که بسياری از آنها چيز مهمی نيستند و اصلا درمانی لازم ندارند.
درد واقعی قلب که پزشکان به آن آنژين صدری (Angina Pectoris) می گويند ويژگی های خاصی دارد. دردی است در ناحيه وسط سينه که همراه با احساس فشار و گرفتگی توصيف می شود. معمولا اين درد، دردی خنجری و لحظه ای نيست بلکه بتدريج ايجاد شده و کمتر از 20 دقيقه طول می کشد. با فعاليت تشديد و با استراحت يا با خوردن قرصهای نيتروگليسيرين تسکين می يابد.
ممکن است به گردن، فک پايين، شکم،شانه و بازوها (بخصوص بازوی چپ) تير بکشد. در آنژين صدری رسوب چربی در درون سرخرگهای کرونر قلب، مجرای آنها را تنگ کرده است. اين بيماری که به بيماری تصلب شرايين(Altherosclerosis) معروف است بطور تدريجی از دوران نوجوانی آغاز شده و در اثر کاهش جريان خون عضله قلب، آن بخش از عضله را دچار کمبود اکسيژن و در نتيجه درد می کند. آنژين صدری اصولا در هنگام فعاليت يا لحظات هيجان روی می دهد يعنی در مواقعی که کار قلب افزايش يافته و نياز آن به خون غنی از اکسيژن بيشتر شده است. ساير عوامل زمينه ساز عبارتند از: مواجه شدن با هوای سرد، پر خوری و خوردن غذاهای سنگين، مناسبات زناشويی و يبوست.
آنژين صدری در حين فعاليت، يک حالت اورژانس نيست اما يک زنگ خطر است. فرض کنيد که مجرای داخلی يکی از سرخرگها بسيار باريک شود يا لخته ای خون، آن را کاملا مسدود سازد. در اين صورت بخشی از عضله قلب می ميرد (آنفارکتوس قلبی). روی دادن چنين حالتی حمله قلبی نام دارد. درد حاصله شبيه آنژين صدری است اما طولانی تر وشديد تر و اغلب همراه با سرگيجه، حالت تهوع، تنگی نفس و تعريق. اگر اين علائم را پيدا کرديد منتظر خوب شدن آن ننشينيد. فورا به اورژانس پزشکی مراجعه نموده و از تخريب بيشتر قلب خود پيشگيری کنيد.
اسکن پرفيوژرن ميوکارد (اسکن قلب)
يک گروه از روش های تشخيصی دقيق و آسان بيماری سرخرگهای کرونر قلب (CAD)، آزمايشهای پزشکی هسته ای می باشند که بی ترديد مهمترين و متداول ترين نوع آنها تصويربرداری (اسکن) پرفيوژن ميوکارد است، همان آزمايشی که بخاطر آن به اين مرکز مراجعه نموده ايد.
اين آزمايش ، زير مجموعه ای استاز دانش نوپای پزشکی هسته ای (Nuclear Medicine) که يکی از رشته های تخصصی جديد پزشکی است. در اينجا با بهره گيری از يک ماده راديو اکتيو بی خطر ، خون رسانی به عضله قلب در دو حالت ورزش و استراحت بطور جداگانه مورد بررسی دقيق (اسکن) قرار می گيرد. همانگونه که قبلا ذکر گرديد علائم بيماری در سرخرگهای کرونر قلب غالبا در هنگام فعاليت بيمار ظاهر می شوند و معمولا در حالت استراحت مشکلی وجود ندارد (مانند خودروی معيوبی که بطور کلی سوخت ناکافی به موتور آن می رسد و در سرعتهای معمولی سالم به نظر می رسد ولی در سرعتها و شيبهای بالا دچار اختلال می شود). بنابراين برای بررسی دقيق تر و واقعی تر وضعيت خون رسانی به عضله قلب بهتر است قلب را در شرايط فشار بررسی کنيم تا آن منطقه که دچار افت نسبی جريان خون (ايسکمی) به علت تنگی سرخرگی است خود را بهتر نشان دهد . در اين صورت با کشف منطقه مبتلا به افت جريان خون ، بطور غير مستقيم سرخرگ مبتلا به تنگی را شناسايی کرده و با درمان بموقع تنگی ، از پيشرفت بيماری و خطرات بعدی پيشگيری خواهد شد. بنابراين اسکن قلب بايد بطور توأم با آزمون ورزش انجام شود. آزمون ورزش که حداکثر نيم ساعت بطول می انجامد يا با دوچرخه و يا با دستگاه تردميل ( Treadmill) به عمل میآيد.
مرحله اول اسکن قلب: اسکن توأم با آزمون ورزش (يا تجويز آمپول دی پيريد امول)
نحوه آماده سازی بيمار
اولين مرحله از اسکن قلب همراه با آزمون ورزش انجام می شود. بدين ترتيب که ابتدا به اتاق تزريق هدايت می شويد. در آنجا يک آنژيوکت مناسب به ناحيه جلوی آرنج شما( معمولا دست چپ) نصب خواهد شد. اين آنژيوکت جهت تزريق بعدی (که در انتهای مرحله ورزش بسرعت بايد انجام شود) از قبل بايد مستقر شده باشد. سپس تعداد 10 عدد برچسب (Chest Lead ) برای اتصال سيمها ی مربوط به دستگاه نوار قلب روی پوست سينه شما ، در اطراف ناحيه قلب نصب خواهد شد. برای آنکه اتصال به خوبی برقرار شود و نوار قلب شما عاری از اختلال باشد تراشيدن قبلی موهای ناحيه سينه و بالای شکم در مورد آقايان ضروری است.
در مرحله بعد به اتاق آزمون ورزش راهنمايی خواهيد شد. در آنجا توسط پزشک متخصص قلب و عروق، پرسشهايی در مورد سابقه بيماری قلبی شما بعمل آمده و مورد معاينه قلب قرار خواهيد گرفت. نبض، فشار خون و نوار قلب شما در آغاز و سپس در مراحل بعدی آزمون بطور مکرر اندازه گيری و ثبت می شوند. پس از معاينه قلب جهت آزمون ورزش بر روی دستگاه تردميل قرار خواهيد گرفت. اين دستگاه بصورت يک صفحه لاستيکی متحرک و غلطانی است (شبيه چرخ نقاله) که بر روی آن ايستاده و جهت حفظ تعادل بايد بر روی آن راه برويد.
هر3 دقيقه شيب نوار در حد2 درصد و سرعت حرکت آن حدود 1.2 کيلومتر در ساعت افزايش خواهد يافت.
لازم به ذکر است جهت رفاه بيشتر در حين ورزش، بهتر است لباس و کفشی راحت پوشيده و قبل از انجام آزمايش، فعاليت فيزيکی شديد انجام نداده باشيد. همچنين لازم است از 3 ساعت قبل ناشتا بوده و سيگار نکشيد. (چنانچه مبتلا به ديابت هستيد 1 ساعت ناشتا بودن پس از صرف يک غذای سبک کافی است و نيازی به تغيير مقدار انسولين وجود ندارد). ديگر آنکه بعضی داروهای مداخله گر قلبی را که مانع از افزايش فعاليت قلب در حين ورزش می شوند(مانند پروپرانولول) در فاصله زمانی معين قبل از آزمون ورزش (تحت نظر پزشک معالج خود) قبلا بايد قطع کرده باشيد(اين دارو ها قبلا در برگه آمادگی اسکن برای شما معرفی شده اند). بر اساس سن، حد معينی از ورزش و حداکثر ضربان قلب که بايد به آن دست يابيد پيش از شروع ورزش برای شما مشخص شده و آزمايش تا آن زمان ادامه خواهد يافت. بهترين و قابل اعتماد ترين نتيجه مربوط به زمانی است که به حداکثر فعاليت پيش بينی شده بدون بروز تغيير غير طبيعی در وضعيت بالينی يا نوار قلب نايل شويد و اين، حدودا به 12- 10 دقيقه ورزش و کمی شکيبايی نياز دارد. معهذا در هر زمان که واقعا احساس کرديد قادر به ادامه ورزش نيستيد يا چنانچه دچار بعضی علائم بالينی نظير درد سينه، تنگی نفس مفرط، سرگيجه و سردرد شديد و يا در صورتی که به هر دليل ديگر خودتان مايل به ادامه ورزش نباشيد با درخواست شما آزمايش فورا متوقف خواهد شد. در زمان دستيابی به حداکثر ضربان قلب تعيين شده، پرتو دارو(داروی مربوط به اسکن قلب) به درون آنژيوکت دست شما تزريق شده و يک دقيقه بعد دستگاه تردميل بطور تدريجی از حرکت باز می ايستد.
تذکر دو نکته مهم
1- آزمون ورزش: نگرانی بی مورد است
بايد تأکيد نمود تمامی مراحل فوق تحت شرايط کنترل شده و آماده از هر نظر، توسط پزشک متخصص قلب و عروق و با دستياری کارشناسان آموزش ديده پزشکی هسته ای ، با داروها و تجهيزات کافی به عمل می آيند. نوار قلب شما و همچنين نبض و فشار خونتان بطور پيوسته توسط دستگاه آزمون ورزش کنترل و ثبت می شوند. مطمئن باشيد به محض کشف کوچک ترين تغيير غير طبيعی در آنها، حتی پيش از بروز علائم بالينی، آزمايش با سيگنال های اعلام شده از دستگاه يا با نظر پزشک متخصص فورا متوقف خواهد شد و حداقل خطر شما را تهديد می کند. لذا نه دليلی برای اضطراب و نگرانی هست و نه نيازی به آوردن شخص همراه به اتاق آزمون ورزش وجود دارد. در صورتی که آزمون ورزش برای شما واقعا خطر ناک باشد، يا از همان ابتدا توسط پزشک معالج شما درخواست نمی شود و يا در اين مرکز آزمايش بصورت ديگری انجام می شود ( با جايگزين نمودن تزريق بعضی دارو های خاص بجای آزمون ورزش) . بطور کلی در مواقعی که بيمار به هر دليل قادر به ورزش نباشد يا انجام ورزش برای وی غير ضروری يا مضر تشخيص داده شود بجای آزمون ورزش، از تزريق بعضی از داروهای خاصاستفاده می شود. معروف ترين و رايج ترين اين داروها، دی پيريدامول (پرزانتين) نام دارد. اين دارو سرخرگهای کرونر قلب را گشاد کرده و خون رسانی به عضله قلب را چند برابر می کند. با تزريق اين دارو مشابه اثرات فيزيولوژيک ورزش در قلب ايجاد خواهد شد بدون آنکه بيمار فعاليت جسمی قابل توجهی انجام داده باشد.
در خاتمه آزمون ورزش نيز تا مدتی تحت نظر بوده و مادامی که قلب شما به فعاليت عادی خود بازنگردد مرخص نخواهيد شد.
2- تزريق داروی راديواکتيو(پرتو دارو): خطری شما را تهديد نمی کند
دارويی که در انتهای مرحله آزمون ورزش از طريق آنژيوکت به شما تزريق می شود يک ماده راديواکتيو بی خطر و بدون ضرر است. اين ماده معمولا تکنسيوم - 99m - ميبی( 99m Tc- MIBI )، در مواردی تاليوم (201 TI ) و گاه بعضی داروهای ديگر نشاندار شده با تکنسيوم -m 99 می باشد. ترس مفرط از پرتو که در بعضی بيماران مشاهده می شود به هيچ وجه پايه علمی ندارد. ماده راديو اکتيوی که در اينجا به مقدار ناچيز بکار می رود تنها حاوی پرتوگاماست و نقش يک ماده شبرنگ را در محيط تاريک و غير قابل دسترس داخل بدن بازی می کند. به بيان ديگر ماده تزريقی از نوعی انتخاب شده که هيچگونه تابش آلفا يا بتا ندارد( چون انرژی و عوارض احتمالی يک ماده راديواکتيو بيشتر معلول تابش ذرات آلفا و بتای آن می باشد). مانند يک واکسن که همه خصوصيات يک عامل بيماری زا را دارد به جز آنکه بسيار ضعيف شده و تنها واکنش ايمنی بدن را فعال می سازد. بنابر اين پرتو دارويی که برای شما به مقدار بسيار اندک و با نيمه عمر بسيار کوتاه تجويز می شود فقط به عنوان يک ردياب يا نشانه گر بی خطر به مدت چند ساعت در بدن شما باقی می ماند و از نظر تابش پرتو يا ترکيب شيميايی هيچ ضرری برای شما نخواهد داشت و مطالعات گسترده و متعدد انجام شده در جهان گواه اين مدعا هستند. شايد دانستن اين امر برايتان جالب باشد که اساسا تابش های راديو اکتيو بطور طبيعی نيز با مقادير کمتر در محيط پيرامون ما وجود داشته و امروزه برای آنها اثرات مثبت و سازنده قائل هستند. لذا يکبار ديگر تأکيد می شود ميزان پرتوگيری بيماران در آزمايشهای پزشکی هسته ای معمولا اندک و در حد تصوير برداری راديوگرافی يا بعضا حتی کمتر می باشد و دستورات حفاظتی خاصی که در زمينه پرتو به بيماران بعد از تصويربرداری های پزشکی داده می شوند جنبه احتياطی داشته و عمدتا مربوط به خانم های باردار هستند.
مرحله نگاره برداری (اسکن ) قلب
انجام نگاره برداری (اسکن ) قلب ، بلافاصله پس از آزمون ورزش امکانپذير نيست. چون بعد از فعاليت ورزشی يا تزريق داروی دی پيريدامول فعاليت قلب و حرکات تنفسی افزايش يافته و نگاره برداری در اين زمان سبب افت کيفی تصاوير خواهد شد. مضافا اينکه پرتوداروی تزريق شده در دقيقه پايانی آزمون ورزش، برای وضوح بيشتر قلب و به حداقل رسيدن جذب زمينه ای، به گذشت زمان کافی نياز دارد. لذا پس از تزريق پرتودارو و پيش از شروع اسکن قلب، وجود يک تأخير زمانی مناسب(در بعضی بيماران گاه تا 2 ساعت) ضروری است. در اتاق انتظار با نوشيدن شير ضمن خارج شدن از حالت ناشتا و تجديد قوای از دست رفته، به خروج پرتوداروی اضافی از کبد و کيسه صفرا کمک خواهيد نمود . چند ليوان آب و قدم زدن در اتاق انتظار نيز مفيد خواهد بود( بخصوص در مورد بيمارانی که به آنها آمپول دی پيريدامول تزريق شده است). بيمارانی که قادر به نوشيدن شير نيستند بهتر است قبلا مقداری خامه يا ماست پر چرب با خود همراه داشته باشند (البته مشروط بر بالا نبودن چربی خون).بعد از گذشت زمان مقتضی به اتاق به اتاق تصويربرداری فرا خوانده می شويد.
در آنجا با ياری کارشناس پزشکی هسته ای بر روی تخت خوابيده(معمولا در حالت طاقباز) و دستهای خود را جمع کرده بالای سر خود قرار می دهيد(اين کار باعث نزديک شدن سطح دستگاه آشکار ساز به قلب و وضوح بيشترتصوير می شود).دستگاه تصويربرداری در پزشکی هسته ای که دستگاه گاماکمرا ( Gamma Camera ) نام دارد نوعی دستگاه آشکار ساز است که پرتوهای تابش شده از بدن بيمار(فوتون های گاما) را ابتدا به نور و سپس به الکتريسيته تبديل کرده و نهايتا تصوير عضو مورد نظر را طی مراحلی دوباره سازی می کند. در اينجا درست برعکس تصويربرداری با روش راديولوژی، اين بيمار است که به دستگاه، پرتو تابش می کند و خود دستگاه تابشی به بيمار ندارد. تخت واقع شده در زير دستگاه آشکار ساز که حالت باريک و ناودانی شکل دارد به گونه ای طراحی شده که بيمار در آن وضعيتی پايدار و بی حرکت داشته باشد. در اين مرحله که حدود 20 دقيقه طول می کشد بدن بايد در حالت بی حرکت قرار گيرد. جابجا شدن، تکان دادن دستها، سرفه کردن و حتی نفس عميق کشيدن بخاطر جابجا کردن قلب در فضای سينه تصوير نهايی قلب را مخدوش کرده و سبب بروز خطاهای تشخيصی می شوند.
در حين تصويربرداری ، دستگاه آشکار ساز در يک مدار گردشی 180 درجه تقريبا به فاصله هر 5 درجه يک تصوير( به مدت 35 ثانيه) از قلب تهيه کرده و در طی اين زمان مجموعا 32 تصوير از قلب در زوايای مختلف به دست خواهد آمد.
با اتمام تصويربرداری، مرحله اول آزمايش به پايان رسيده و در نوبت بعد برای انجام اسکن قلب در مرحله استراحت مجددا در زمان تعيين شده بايد در اين مکان حضور داشته باشيد. بعد از مرحله اول اسکن(اسکن بعد از آزمون ورزش) می توان داروهای قلبی گذشته را تحت نظر پزشک معالج مجددا از سرگرفت(برای اسکن قلب در مرحله استراحت نياز به قطع دارو وجود ندارد).
در صورت ابتلاء به يبوست، قبل از ترک محل حتما موضوع با کارشناس مربوطه در ميان گذاشته شود تا به شما قرص ملين داده شود.
چرا که تخليه روده ها قبل از انجام مرحله دوم اسکن( مرحله عادی يا استراحت) موجب ارتقاء کيفی تصاوير خواهد شد.
مرحله دوم اسکن قلب: اسکن در مرحله استراحت (اسکن بدون ورزش) Top
برای انجام مرحله دوم اسکن( مرحله استراحت) نيز لازم است حداقل از 3 ساعت قبل از مراجعه ناشتا باشيد( بخصوص از مصرف شير، کره و مواد غذايی چرب و شکر پرهيز کنيد). در بيماران مبتلا به ديابت قندی 1 ساعت ناشتا بودن کافی است . مرحله استراحت که معمولا با فاصله زمانی يک روز از مرحله قبل انجام می شود آسان تر و کوتاه تر از مرحله اوليه بوده و در اين مرحله ديگر آزمون ورزش انجام نمی شود. ابتدا تزريق وريدی پرتودارو به عمل آمده و پس از يک تأخير زمانی حدود 1 و گاه 2 ساعته (در بعضی بيماران که دارای متابوليسم آهسته کبدی هستند) مجددا تصويربرداری از قلب با همان شرايط قبلی تکرار خواهد شد.
گزارش اسکن
با توجه به توضيحات فوق، پوشه گزارش اسکن که نهايتا تقديم بيمار خواهد شد در واقع مجموعه ای است از نتيجه دو آزمايش مستقل:
1- گزارش آزمون ورزش، که توسط پزشک متخصص قلب و عروق تفسير شده است و و ضعيت بالينی و نوار و فشار خون بيمار در مراحل مختلف آزمون در آن ثبت شده است.
2- گزارش اسکن پرفيوژن ميوکارد (اسکن قلب)، که توسط متخصصين پزشکی هسته ای تفسير و امضاء شده است. در اينجا تصاوير رنگی قلب بر روی دو صفحه جداگانه چاپ شده اند. در صفحه اصلی ، تصاوير يا نگاره های متعدد قلب در قالب 3 رديف دوتايی (رديفهای بالا مربوط به مرحله ورزش و رديفهای پايين مربوط به مرحله استراحت)، مجموعا در 6 رديف مشاهده می شوند. اين تصاوير حاصل بازسازی کامپيوتری 64 تصوير قبلی هستند که طی دو نوبت 20 دقيقه ای قبلا از زوايای مختلف از ناحيه قلب بيمار برداشته شده اند. اين تکنيک پيشرفته اسکن که به روش توموگرافی يا برش نگاری کامپيوتری(SPECT) موسوم است سبب بازسازی يک تصوير سه بعدی از تعداد فراوانی تصوير دو بعدی می شود. کارشناس پزشکی هسته ایبا کمک کامپيوتر و با صرف دقت و زمان زياد بعد از اتمام عمليات تصويربرداری و ترخيص بيمار، تصوير سه بعدی قلب را بازسازیکرده و سپس آنرا در امتداد سه محور مختلف فضايی (طولی افقی، طولی عمودی و عرضی) برشهای متعدد داده و خون رسانی به عضله قلب را در سطح و عمق اين عضو در دو مرحله ورزش و استراحت بطور جداگانه به تصوير می کشد. در نماهای مربوطه، بطن چپ قلب به شکل دايره يا يک نعل اسب ديده می شود.
ضخامت هر برش در حد چند ميلی متر است. به اين ترتيب کوچکترين و پنهان ترين نقاط قلب نيز چنانچه دارای نقصی در خون رسانی (ايسکمی) باشند بطور ناقص و يا کمرنگ تر از حد طبيعی، خود را نشان خواهد داد (طيف رنگ بکار رفته در کنار هر يک از نماها مشخص شده است). در دومين برگه تصاوير قلب، حاصل جمع مجموعه تصاوير بدست آمده، در چهار طرح دايره ای شکل (دو عدد مربوط به مرحله ورزش و دو عدد ديگر مربوط به مرحله استراحت) منعکس شده است.در اينجا درصد خون رسانی به مناطق متعدد قلب بطور جداگانه محاسبه و ثبت گرديده است . اين طرح نمايشی، اصطلاحا طرح چشم گاو (Bull's Eye ) نام دارد.
در صورت غير طبيعی بودن نتيجه اسکن، پزشک معالج شما اقدامات بعدی را (با کمک آنژيوگرافی و غيره) به عمل خواهد آورد.
خلاصه
اسکن قلب يکی از آزمايشهای دقيق قلب و عروق می باشد که طی دو مرحله ورزش و استراحت، کميت و کيفيت خون رسانی به عضله قلب (سرخرگهای کرونر) را در زوايا و سطوح مختلف قلب بررسی می کند. در اين نوع تصويربرداری مناطق با ضعف خون رسانی (مناطق مستعد آنفارکتوس ) شناسايی شده و امکان درمان بموقع و پيشگيری از حملات قلبی برای بيمار فراهم می آيد. فايده ديگر اسکن قلب در افراد مسن و يا بيماران با سابقه قبلی آنفارکتوس ، تشخيص ميزان بافت سالم و زنده باقيمانده (Viability) در عضله قلب است.
ترديدي نيست كه وظيفه اصلي پزشك، تشخيص و نتيجتا درمان بيماري‌هاست. تشخيص و درمان هر دو مهم هستند چرا كه درمان صحيح تنها بعد از تشخيص صحيح امكان‌پذير است. ترقيات روزافزون علم پزشكي و توسعه شگرف تكنولوژي به پيدايش راه‌حل‌هاي جديد تشخيصي و درماني منجر شده است كه يكي از آنها دانش نوپاي پزشكي هسته‌اي است، دانشي كه هم در عرصه تشخيص و هم درمان تحولاتي بپا نموده است. امروزه با بهره‌گيري از ردياب‌هاي راديواكتيو، بسياري از بيماري‌ها را مي‌توان با دقتي بالا و سهولت زياد (حداكثر به‌ وسيله يك تزريق ساده داخل وريدي) در ابتدايي‌ترين مراحل كشف كرد. تشخيص سريع آنفاركتوس‌هاي مغزي يا قلبي، آمبولي ريوي و عفونت استخوان كه از اورژانس‌هاي پزشكي بشمار مي‌روند از جمله اين موارد مي‌باشند.
با كمك راديوايزوتوپ‌ها مي‌توان محل خونريزي‌هاي حاد داخلي را با دقت ٥/٠ ميلي‌ليتر در دقيقه شناسايي كرد. سطح خوني بعضي مواد يا دارو‌ها را با دقت در حد پيكوگرم تعيين نمود و يا در بعضي بيماران داراي مشكلات قلبي و آزمايش‌هاي به ظاهر طبيعي ميزان احتمال وقوع آنفاركتوس قلب و حتي محل آن را پيش‌بيني كرده وامكان درمان بموقع آنان را فراهم آورد. در حال حاضر يكي از روش‌هاي سودمند تصويربرداري در پزشكي را تكنيك‌هاي پزشكي هسته‌اي تشكيل مي‌دهند. در اين گونه آزمايش‌ها ابتدا مقدار اندكي از يك ماده راديواكتيو بي‌خطر (داراي حداقل انرژي و نيمه عمر كوتاه) براي بيمار تجويز شده و سپس طرح عضو يا سيستم خاصي از بدن تهيه مي‌شود. طرح يا تصوير بدست آمده علاوه بر نمايش آناتومي، بيشتر ناظر بر عملكرد و فيزيولوژي عضو مربوطه است كه با كمك تجهيزات پيشرفته، درصد عملكرد را نيز مي‌شود محاسبه كرد. همچنين با استفاده از تكنيك توموگرافي (SPECT) ، عضو مربوطه را در زوايا و در سطوح مختلف فضايي بدقت مي‌توان مورد ارزيابي قرار داد.

CT SCAN OF HEAD

Computed tomography (CT) _ Head
CT اسكن سر چيست؟
استفاده هاي معمول اين روش چيست ؟
چگونه من بايد براي اين روش آماده شوم ؟
تجهيزات آن شبيه چيست ؟
روش كار چگونه است ؟
اين پروسيجر چگونه انجام شد ؟
درطول انجام پروسيجر چكار بايد بكنم ؟
چه كسي نتايج (آزمايش )‌ را تفسير مي كند ومن چگونه بايد آن ر ابدست بياورم ؟
معايب و محاسن آن چيست ؟
محدوديت هاي CT اسكن از سر چيست ؟
CT‌اسكن از سر چيست؟
CT گاهي اوقات CAT اسكن ناميده مي شود . استفاده هاي خاص از تجهيزات X.vay براي بدست آوردن بسياري از تصاوير از زوايا وجنبه هاي مختلف مي باشد و سپس جمع مي كنند همه آنها ر ا با هم تانشان دهند يك مقطع از بافتها ياارگانهاي بدن ر ا. CT اسكن فراهم مي كند كاملترين اطلاعات در آسيبهاي به سر ،‌تومور مغز وديگر بيماريهاي مغزي با انجام راديوگرافي منظم ومعمول . آن همچنين مي تواند نشان دهد استخوان ، بافتهاي نرم و عروق خوني در همين تصاوير . CT‌ ازسر ومغز است .يك آزمايش قابل براي بيمار قرار گرفتن در معرض اشعه است .
خطرات وفوايد آن چيست ؟
فوايد : + CT‌ از سر امروز بطور گسترده قابل دسترس وقابل انجام بوده ودر مقايسه با زمان كم بايد قيمت معقول است موقعي كه باتصاوير MR ‌ مقايسه مي شود . آزمايش تغييرات در استخوان را بهتر از هر روش تصوير برداري ديگر نشان مي دهد.
آ»‌تنها روشي است كه فراهم مي كند تصاوير گسترد ه از استخوان بافت نرم و عروق خوني ر ا.
CT‌اسكن اولين رش انتخابي براي عكسبرداري سريع ، از قربانيان تروماها تا تشخيص دهند خونريزي داخلي يا ديگر مشكلات خطر آفرين زندگي را .
Risks :‌ CT‌ شامل در معرض اشعه قرار گرفتن در X-Ray ‌ است اما فايده يك تشخيص صحيح بيشتر از خطر آ ن است . تأثير اشعه در اين روش در حدود MSV 2 است ،‌ درحاليكه ان است تقريبا به اندازه متوسط دريافت يك فرد از اشعه در8 ماه گذشته . توجه كنيد كه بيشتر اطلاعات در مور دانجام پرتونگاري است .
+‌ توجه خاص بايد در طول انجام آزمايش X-ray تا بيشترين ايمني از نظر‌سلامت براي بيمار به وسيله محافظت از شكم ولگن بايك پيش بند سربي . بااستثناي آن قسمتهايي كه تحت آزمايش قرار دارند . در شكم و لگن براي عكسبرداري . زنان بايد معمولا آگاه كنند پزشكان يا تكنولوژيست X-ray را اگر وجوددارد هر گونه امتحان بارداري در آنها .
اين پروسيجر چگونه انجام مي شود ؟‌ CT اسكن از سر ممكن است در بيمارستان انجام شود يا در يك مركز راديولوژي بيمار سرپايي امادر همه موارد دكتر مشا بايد به شما بركه ارجاع با دليل بدهد كه چر امطالعه انجام شود . شما بايد روي ميز دراز بكشيد كه هدايت مي شود به مركز دستگاه اسكنر واز شما خواسته مي شود خيلي بي حركت باشيد . در ابتداي قرار گرفتن ،‌بعضي بيماران احتياج به يك تزريق ماده كنتراست دارند تا افزايش دهند وضوح عروق خوني يا بافتهاي خاصي را . يك سوزن كوچك وصل مي شود به يك خط داخل وريدي كه قرار دارد در بازو و يارگ دست . ماده كنتر است بايد از اين مسير تزريق شود .
شرايطي در تعداد تصاوير تاثيرگذار است . يك آزمايش CT از سر ويا مغز مي تواند در حدود 2و45 دقيقه وقت بگيرد . وقتي كه تكميل مي شود از شما خواسته مي شود تا منتظر بمانيد تا تكنولوژيست راديو لوژي تعيين كند براي گرفتن تصاوير اگر لازم است .
در طول پرسيجر چه كار با يد بكنيم ؟
وقتي شما وارد دستگاه اسكنر مي شود خصوصا بطور آرام ممكن است تحريك شود در پوزيشن ايمني صحيح بعضي از انواع آزمايش ها خوانده مي شود نگهدارنده خاص سركه استفاده مي شود از نوار نرم تا نگهدارد سر و گردن را در جاي مناسب . در بعضي موارد شما بر روي شكم دراز مي كشيد. در ديگر موارد به پشت مي خوابيد . بيمار و تكنولوژيست مي تواند صحبت كند در هر زمان با يك آيفون .
CTخودش باعث هيچ دردي را نمي شود اگر بعضي ناراحتي ممكن است وجود داشته باشد به خاطر احتياج به بي حركت باقي ماندن . اگر مواد كنتراست تزريق شود ممكن است شما احساس گرما داشته و سر شار از هيجان در طول تزريق باشيد . شما همچنين ممكن است تجربه كنيد يك طعم فلزي در دهانتان كه حداكثر براي دو دقيقه است . گاهي اوقات يك بيمار دچار خارش و كهير براي چند ساعت بعد تزريق خواهد شد .اين مي تواند بوسيله دارو درماني تسكين پيدا كند اگر شما احساس گيجي يا تنفس سخت داشتيد آن ممكن است دلالت كند بر يك عكس العمل آلرژيك شديد – يك پزشك يا پرستار در آن ‌نزديكي مي تواند به شما كمك بكند . بخاطر استفاده X-roy در CT اسكن شماممكن است احساس آرامش ياراحتي در اتاق CT‌ در طول انجام آزمايش نداشته باشيد .
چه كسي تفسير مي كند نتايج ر او چگونه من آن را بدست مي آورم .
يك راديولوژيست ،‌كه يك دكتر باتجربه است در CT و ديگر آزمايشگران راديولوژي ‌،‌ تحليل مي كنند بيمار دريافت مي كند نتايج را از پزشك ارجاعي كه تست را نسخه ( )‌
كرده بود .
تكونولوژي جديد همچنين اجازه مي دهد (براي )‌ توزيع گزارش تشخيص وارجاع تصاوير بر روي اينترت باامكانات زياد .
استفاده هاي معمول از اين پروسجرچيست؟
CT‌ از سر مي تواند كمك كندبه :
تشخيص محل قرار گيري جمجمه و آسيب مغزي دربيماران با ضربه به سر .
نشان دادن لخته رخون ياخونريزي در مغز بعدازاينكه يك بيمار نشا ن دهد علائمي از حمله مغزي را .
تعيين وسعت صدمه به استخوان وبافت نرم در يك بيمار باتروماي صورتي وانجام جراحي هاي ترميمي . تعيين كردن عمل و نشان دادن خونريزي در يك بيمار باسر درد ناگهاني شديد كه ممكمن است پارگي يا سوراخ شدن شريان داشته باشد .
نشان دادن بعضي تومورهاي مغزي .
تشخيص بيماري هاي استخوان تمپورال در قسمتي از جمجمه كه ممكن است باعث مشكلات شنيدن (سمع)‌ شود .
نشان دادن بزرگي حفره (فلرينت )‌مغز در بيمار با هيدروسفالي .
تعيين اينكه آيا التهاب يا ديگر تغييرات وجود دارند در سينوس هاي پارانازال برنامه ريزي براي اشعه تراپي براي كانسر مغز يا ديگر بافت ها
براي هدايت جهت عبور يك سوزن تا يك نمونه بدست آورد .
يك روش غير تهاجمي براي اتساع عروق و مشكلات مادر زادي شرياني – وريدي يك كه خوانده مي شود CT انژيوگرافي .
نشان دادن بيماريها يا مشكلات مادر زادي مربوط به جمجمه
تصاوير سه يعدي از ساختمان مغز و جمجمه
من چگونه بايد براي اين روش آماده شوم ؟
تنها بايد يك لباس گشاد و راحت براي آزمايش CT بپوشييد .
هر چيزي كه ممكن است اثر داشته باشد بر روي تصاويري كه از سر گرفته مي شود مانند گوشواره ،‌عينك ،‌يك دست دندان مصنوعي ،‌نگهدارنده دندان ياسنجاق سر بايد برداشته شود.
آمادگي خاصي براي انجام CT‌ اسكن از سر لازم نست مگر اينكه شما مواد حاجب دريافت كنيد .يك سري موادي كه در مغز و عروق خوني شان وباعث غير نرمال شدن ديرمي شوند . اگر راديولژيست اعتقاد دارد كه يك تزريق داخل وريدي يك ماده حاجب مي تواند سفيد باشد . شما كمك كنيد در تعيين اينكه شما در گذشته نسبت به آن حساسيت يا عكس العمل جدي به دارو درماني داشته اي ياخير ؟ تعداد زيادي ازموادحاجب حاوي يد بوده كه مي تواند باعث عكس العمل در يك شخص شود كه حساس هستند اگر شما آلرژي داشته باشيد به ديگر داروها ممكن است افزايش دهد شانس اينكه شما الرژي داشته باشيد نسبت به مواد حاحب راديولوژيست همچنين بايد بداند كه ايا شما اسم داريد يا مولتيبل سيلوم داريد يا هر گونه اختلال قلبي ،‌كليوي ، ياتيروئيدي يا اگر ديابت داريد . به طور معمول از شما خواسته مي شود تا امضاء‌كنيد فرم رضايتنامه را قبل از داشتن CT‌ يا تزريق مواد حاجب . زنان بايد هميشه آگاه كنند دكترشان يا تكنولوژيست X-ray‌ اگر هر گونه احتمال اين وجوددارد كه آنهاحامله باشند :‌ دربعضي موارد يك مطالعه متناوب انجام شد تا كاهش دهد يا حذف كنند در معرض قرار گرفتن جنين به اشعه را .
تجهيزات شبيه چه هستند ؟
CTاسكن يك ماشين چهارگوش بززرگ بايك حفره در مركز ،‌چيزي شبيه يك دونات مريض دراز مي كشد بر روي يك تخت كه مي توان بالارود يا پائين برود ، و آهسته به داخل وبيرون از جحفره مركزي مي رود . در داخل ماشين تيوپ X-ray در يك كانتري ( ) چرخانند و حركت مي كند به دور بدن بيمار تا توليد كند تصاوير ر ا.
اگر چه تكونولوژيست مي تواند ب اشما صحب تكند وشما ر اببيند شما بايد تنها در اتاق باشيد در طول آزمايش .
روش كار اين پروسيجر چگونه است ؟
برخلاف X-ray هاي معمول كه توليد مي كنند تصاوير از شكل سايه كه به وسيله ساختار بدن يادانسيته مختلف ايجاد مي شود عكسبرداري با CT استفاده مي كنند X-ray را در راه هاي مختلف در CT از سر دسته هاي زياد X-ray را در راه هاي مختلف در CT از سر دسته هاي زياد X-ray عبور مي كنند از ميان جمجمه ومغز در زواياي مختلف و حواس خاص سنجيده مي شوند به وسيله جذب امواج به وسيله بافتهاي مخالف (مانندتومور)
همانطور كه شما دراز مي كشيد . بخشهاي اسكنر مي چرخند در اطراف شما (اگر چه شما اين وقايع را نمي بينيد .)وصادر مي كند و ثبت مي كند دسته X-ray را در بيش از هزار نقطه در اين چرخيدن .
يك برنامه كامپيوتري خاص كه استفاده مي شود بنابراين استفاده مي شود . جذب متناوب X-ray تا ايجاد كند تصاوير عرضي ومقطعي را يا برشهايي از سر ومغز .
اين برشها توموگرام ناميده مي شوند .از اين رو نام آن توموگرام computedاست .

کنگره

با سلام کنگره رادیولوژی به خوبی برگزار گردید ویکنفر به عنوان مقاله برتر به ECR فرستاده میشود